X
تبلیغات
soltanemeshki.blogfa.com - متن تمامي اشعار رضا صادقي
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386
متن تمامي اشعار رضا صادقي
وایسا دنیا

من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونیه
پس دلم تا کی فضای غصه رو مهربونیه

من دیگه بسه برام تحمل این غم
بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم

وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی
واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی

نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم
نمی خوام گناه بی عشقی بیفته گردنم

نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط
بد و خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط

قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین
آره دنیا ما نخواستیم دل و با خودت نبین

نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

این همه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد
اون بلیط شانس دائم بگو قسمت کی شد

همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست
این همه طلسم و ورد جای خوش دعا کجاست

نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

عشق تازه ( بغض چشمات) شاعر آهنگساز خواننده تنظیم کننده:رضا صادقی

عشق تازه حرف تازه من و تو و شب که درازه هیشکی مثل ما نفهمید تو دل این شب یه رازه من یه نیمه از تو بودم تو یه نیمه از خود من بین ما فاصله افتاد دل من و تو رو شکستن
بغض نکن که بغض چشمات شعله میندازه به جونم
با خیالت گر می گیره بند بند استخونم اسم رمز شب ستارس بودنامون تا دوبارس شبا که دلتنگ جنونیم ستاره بازیمون بهانس
ما برای عاشقیمون یه زبون تازه داریم
دوریم اما توی ساعت چشمامونو رو هم میذاریم
تو رو دارم و ندارم بودنی به رنگ یک خواب
دلخوشم حتی به رویا غنچه نجیب مهتاب
از تو لبریزم و بی تو خالی از حتی خود من
هر جا هستی هر جا میری عاشقانه ها باهاتن
ما زیر سایه عشقیم خیره خیره تا خود شوق
بی تفاوت به نگاه دشمن عاشق بیزار
بغض نکن که بغض چشمات شعله میندازه به جونم
با خیالت گر می گیره بند بند استخونم اسم رمز شب ستارس بودنامون تا دوبارس شبا که دلتنگ جنونیم ستاره بازیمون بهانس

هرجا رفـتم ، هر جا امدی ، هر کجا نگاه مکه
ذره ای از آشـنـایـی وا جــون و دل صـدا مکه
هرجـــای دنـیـا کـه رفتم،امدی که جای مه نهه
گــرچه دنـیـاشون قشـنـگه ولی دنـیـای مه نهه
آخرش خوب امدنست که دیر یا آخر نابو
هیچکـسـی بـندری و هیـچ جـا بـنـدر نابو
آخرش خوب امدنست که دیر یا آخر نابو
هیچکـسـی بـندری و هیـچ جـا بـنـدر نابو هیـچ جـا بـنـدر نابو

جـلـویـل خوسـی بـی بـی بـوی خـاک و عـود و گشته
سر رو پابـپ کـه وا کلیون خستـه رو گفـاره نشـسـته
فصل گارزنگی و انبا خوش خوشون هیش و شـروند
ســـــوز شعر خالـو قـنـبـر کـه دل و جـون شـبـرشـته
آخرش خوب امدنست که دیر یا آخر نابو
هیچکـسـی بـندری و هیـچ جـا بـنـدر نابو
آخرش خوب امدنست که دیر یا آخر نابو
هیچکـسـی بـندری و هیـچ جـا بـنـدر نابو هیـچ جـا بـنـدر نابو

تو اگه خوب یا بدی ، خاک تو سرمه چشمومن
هر کـه و هر جا بــشـم ، اســم تــو ورد لـومـن
تو اگه خوب یا بدی ، خاک تو سرمه چشمومن
هر کـه و هر جا بــشـم ، اســم تــو ورد لـومـن
هـمـه جـونی ای دنـیـا بـه یـه گــوشــت نارست
بندرم رو خو مچـرخون از ای چوک بی کست
هـمـه جـونی ای دنـیـا بـه یـه گــوشــت نارست
بندرم رو خو مچـرخون از ای چوک بی کست
آخرش خوب امدنست که دیر یا آخر نابو
هیچکـسـی بـندری و هیـچ جـا بـنـدر نابو
آخرش خوب امدنست که دیر یا آخر نابو
هیچکـسـی بـندری و هیـچ جـا بـنـدر نابو هیـچ جـا بـنـدر نابو
هیـچ جـا بـنـدر نابو
هیـچ جـا بـنـدر نابو
هیـچ جـا بـنـدر نابو
هیـچ جـا بـنـدر نابو
هیـچ جـا بـنـدر نابو
هیـچ جـا بـنـدر نابو
دیگه نمی تونم

دورم ازتو اما با تو
لحظه ها رو زنده هستم
بازم ازتو پرم از تو
واسه تو رویایی خستم

خوب دیروز
باتو هر روز
از تو با خدا میخونم
توخیالت
توی حالت
باز توی کما میمونم

تا وقتی کنارمی می دونم
تا وقتی بهارمی می تونم
دیگه طاقت دوریتو ندارم
دیگه نمی تونم
غربت لحظه خسته
راه خنده هامو بسته
کمر گیتار عشقم
زیر بار غم شکسته

شب یلدام
ساکت و سرد
حسرت دل خالی از درد
تا که دق نکرده رویا
تورو جون لحظه برگرد

تا وقتی کنارمی می دونم
تا وقتی بهارمی می تونم
دیگه طاقت دوریتو ندارم
دیگه نمی تونم

نرو
توهم مثل من نمیتونی دووم بیاری نرو
تو هم مثل من تو غصه کم میاری نرو
آه نرو
نرو تو هم میپوسی میمیری بی من نرو
تو هم طاعون غم میگیری ای من نرو
آه نرو نرو
نرو تو که میدونی من بی تو تو بی من یعنی حسرت
تو که میدونی بی جواب میمونه عشق و عادت
تو که میدونی کم میشم
تو که میدونی کم میشی
تو که میدونی هم آغوش غم میشی
نرو آه نرو

بری جواب روزاتو چی میدی
حرفای ما رو تو گوش کی میگی
تو می دونی توی این بچه بازی
من وتو هر دو بازنده بازیم
نرو که رفتنت صلاح ما نیست
ببین جدایی تو نگاه ما نیست
نرو نذار بگن عشق یعنی حسرت
نذار که این تمنا بشه نفرت
نرو تو که میدونی من بی تو تو بی من یعنی حسرت
تو که میدونی بی جواب میمونه عشق و عادت
تو که میدونی کم میشم تو که میدونی کم میشی
تو که میدونی هم آغوش غم میشی پس نرو آه نرو نرو


به پای تو هدر شدم یه عمر دربدر شدم
همیشه در سفر شدم حالا میای میگی برو
هم سوختم و ساختم برات آبرمو باختم به پات
شدم دلیل خنده هات حالا میای میگی برو
نازک تر از گل نشنیدی به عشق پاکم خندیدی
حرفامو کاش میفهمیدی
سهم من از عشق این نبود
نفس بودی نه یک هوس
هیشکی نبود تو بودی بس
سهم من از تو خاطره س
حالا میای میگی برو
محض رضای عاشقی برو ولی نگو که من
برنده برگشتم آخه بهت میخندند خوب من
آخه هنوزم بعضیا راست و دروغو میدونن
یه عده عاشق حیله رو از توی چشمات میخونن
گذاشتی عاشقت بشم بعد بری تنهام بذاری
خوب که خراب تو شدم بگی که دوسم نداری
سرم تو کارم بود وبس سرزده از راه اومدی
گفتم ستاره نمیخوام گفتی که از ماه اومدی


به پای تو هدر شدم یه عمر دربدر شدم
همیشه در سفر شدم حالا میای میگی برو
هم سوختم و ساختم برات آبرمو باختم به پات
شدم دلیل خنده هات حالا میای میگی برو
نازک تر از گل نشنیدی به عشق پاکم خندیدی
حرفامو کاش میفهمیدی
سهم من از عشق این نبود
نفس بودی نه یک هوس
هیشکی نبود تو بودی بس
سهم من از تو خاطره س
حالا میای میگی برو
خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام

خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام

خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت

خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت

خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم

خدا رو می خوام نه واسه روزای تلخ آخرم

خدا رو می خوام نه واسه سکه و سکوی و مقام

خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام

خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشقارو خیلی دوست داره

خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نمی زاره

خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشقارو خیلی دوست داره

خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نمی زاره

خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه

خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند می زنه

خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو با همیم

خدا رو دوست دارم که می دونه ما عاشق همیم

به همین سادگی رفتی
بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه
سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد
عمر گل بوته تو دستم
گله از تو نیست میدونم
خودم اینو از تو خواستم
به جون ستاره هامون
تو عزیز تر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش
تا ابد بغض صدامی
تو رو محض لحظه هامون
نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو
به خدا گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم
پای غمهات نمیموندم
واست این همه ترانه
از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم
واسه این بود که می دیدم
داری آب می شی میمیری
اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت می میرم
تا کنار من نسوزی
از دلم نمیری عمرم
نفسهامی که هنوزی
تو رو محض خیره هامون
که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی
روحم از تنم جدا شد
تو که تنها نمی مونی
من تنها رو دعا کن
خاطراتم و نگه دار
اما دستام و رها کن
دست تو اول عشقه
بسپرش به آخرین مرد
مردی که پشت یه دیوار
واسه چشمات گریه می کرد
بده دستاتو به من تا باورم شه پیشمی
می دونم خوب میدونی تو تار و پود و ریشمی

تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده من
چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن

تو خیالم هم نبود دوباره عاشقی کنم
ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم

نمیدونم چی بگم که باورت شه جونمی
تواین کابوس درد رویای مهربونمی

میدونی با تو
پرم از شعر و ستاره

میدونی بی تو
لحظه حرمتی نداره

میدونی در تو
این خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره

وقتی حتی پیشمی دلم برات تنگ می شه باز
عشق تو تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز

به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم
نمی دونم چی میشه بدجوری گوشه گیر می شم

ممنونم که بچه بازیهامو طاقت می کنی
هر چقدر که بد میشم اما تو نجابت می کنی

هر کجای دنیا که باشم با منی و در منی
نگران حال و روزم بیشتر از خود منی

میدونی با تو
پرم از شعر و ستاره
میدونی بی تو
لحظه حرمتی نداره

میدونی در تو
این خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره

میدونی با تو میدونی بی تو میدونی در تو
ميدونم برات عجيبه اين همه اصرار و خواهش
اين همه خواستن دستات بدون حتا نوازش
ميدونم كه خم نداره واسه تو گريه ي دردم
ميگذري از من و ميري اما باز من برميگردم

ميدونم برات عجيبه من با اون همه غرورم
پيش همه ي بديهات چه جوري بازهم صبورم
ميدونم واسه ات سواله كه چرا پيشت حقيرم
دور ميشي منو نبيني باز سراغتو ميگيرم

ميدوني چرا هميشه من بدهكار تو ميشم
وقتي نيستي هم يه جوري با خيالت راضي ميشم
ميدوني واسه چي از تو من ميبينم و ميخنده
تا نبيني گريه هامو هردو چشمامو ميبنده

چاره اي جزو اين ندارم آخه خون شدي تو رگهام
ميميرم اگه نباشي بي تو من بدجوري تنهام
ميدونم يه روز ميفهمي روزي كه دنيا را گشتي
من چجوري تو را خواستم تو چجور ازم گذشتي

چاره اي جزو اين ندارم آخه خون شدي تو رگهام
ميميرم اگه نباشي بي تو من بدجوري تنهام
ميدونم يه روز ميفهمي روزي كه دنيا را گشتي
من چجوري تو را خواستم تو چه جور ازم گذشتي
قصد و غرض هوا نیست
قصه ادعا نیست نقل ِیک اعتقاده
، عشقه، یک جور ادا نیست
حکم نگاه تازه ست،
رمزی که رمز شب بود
فهم یک عشق بی مرز،
نهایت طلب بود
تو رسم مکتب دل،
رهایی شرط عشقه
مشکی فقط یک رمزه،
یه رنگیش يه عشقه
رنگ ما رنگ عشقه
عشقمونم يه رنگه
ساده بگم تا زندم
مشكي برام قشنگه
بعضی می گن که حرفه،
بعضی می گن که وهمه
اونی که مبتلا نیست
نمی تونه بفهمه...

10 ثانیه با صدای رضا صادقی
10 ثانیه تا انتها
پایانی بی سر وصدا
بی خبر از هر شب و روز
من و یه شمع نیمه سوز
یکی گذشت از ثانیه
9 تای دیگه باقیه
ای کاش تو لحظه ای که رفت
می دیدمش یه بار دیگه
اون دور بود و تو حسرته
ثانیه ها که میگذشت
ای کاش توی یک ثانیه
میبودنش نمیگذشت
ساعت میگه 2 ثانیه
8 تای دیگه باقیه
یه عمر نشستم منتظر
کی میگه اینا بازیه (2)
*********************
(فقیر بودن جرم منه
عاشق بودن تنها گناه
یه عمری چشم به در بودم
این آخرا هم چشم به راه) 2
ساعت بازم بهم میگه
3 ثانیه رفته دیگه
خبر داری چه زود گذشت
مونده فقط 7 ثانیه
هی با خودم گفتم میاد
امید تو ندی به باد
داد میزدم پس کی میای
کسی جوابم رو نداد
من موندم و 2 ثانیه
از من فقط این باقیه
ثانیه پشت سر هم
رفتند تا 6و7و8
لحظه تو گوشام داد میزد
8 ثانیه ازت گذشت
من موندم و 2 ثانیه
ازم فقط این باقیه
هنوز نشستم منتظر
چشم امیدم ثانیه
آی ای خانم تا به سحر
واسش ببر تو این خبر
بگو كه من تا آخرین
خیره بودم به در
چشمام به در
ثانیه نهم که رفت
مونده فقط یه ثانیه
سرت سلامت نازنین
از من یه لحظه باقیه
قسمت نشد ببینمت
شاید که لایق نبودم
منتظرت بودم یه وقت
نگی که عاشق نبودم
ثانیه 10 گل یاس
راحت شدم دیگه خلاص
آزاد شدم بیام پیشت
بی واهمه بی هيچ هراس
قشنگترین ثانیه ها
این 10تا بود که زود گذشت
رویای شیرین بود ومن
چون با خیال تو گذشت
چون با خیال تو گذشت



بتاب ای مه تابان
كجا ميری شتابان
بمون كه شب درازه
واست اومده يه مهمون
منم مهمونت امشب
نذار دلم برنجه
نميخوام گنج عالم
همين نورت يه گنجه
بتاب دلم گرفته
بتاب خنده ها رفته
نميدونم چی اومد سر دل
اينجوری مرد
بتاب تاريكه ساحل
بتاب ساكته اين دل
ديگه خونه سوت و كوره
تو باش نوری به منزل
بتاب ای مه تابان

بعضي وقتا يه نگاه ساده.ميسازه از يك نفر عاشق دل داده.شاعري آواره.عاشقي بي چاره.بعد از اون يك نگاه انگار افتادم تو چاه
بي خود از خود شد و رفت اون جوون سر به راه.نه ميشه ازش نوشت.نه ميشه ازش گذشت
نه ميوم جمع عه و نه تو يه خلوت دشت.از همون لحظه نگاه دل من شدي رفيق نيمه راه
يادته قول داده بودي ديگه از من دور نشي.چشاتو وا كن دلم قول داده بودي كور نشي
ديگه لجبازي نكن.دلكم اينقده با اين تن پير بازي نكن.انگاري هيچي نديدي .بگذار و بگذر دل من
از ما گفتن يه روزي ميميري آخر دل من.نه تو اولين بودي نه آخرين.تو عاشقي ميدونم حقم داري.
مونده درونت عاشقي .تو رو جون هر كسي كه دوست داري.ديگه دست بردار از اين قصه عشق
تو كجا و عشق كجا.نداري طاقت عشق.با نگاهت اي دلم كاري دادي به دست ما.چشم من خوب ميپيچوني اين دل سرمست ما.
به ارواح خاك اين دلم قسم تا بي كسم نميرم اين دل مرده رو با چشم تا كه زندش كنه و باز بگيره بهونه عشق

قربونه هر چی عاشقه
كه مهرش اسمونيه
وفا تو خون و پوستشه
اخر مهربونيه
از عاشقيها ترس و هراسی نداره
زلال و پاك صادقه
غصه دنيا نداره
حرفهاش چشمهاش پر از قصه های عاشقونه
عشقش قلبش
از دنيا جداست
عاشق دلش آفتابيه
روز و شبش بی تابيه
روياش پر از يه رنگی و
شباش بی خوابيه
اشكهای شب سيهت و
عشقش تمام ابروش
حرمت داره نفسهاشو
عاشقی تنها گفتگو
سكوتش غرورش به وسعت يه اسمون
وجودش تمناش تنها همصداش
زندگی بی عشق معنا نداره
شبهای تارش چه بی ستاره
ارزش اين دل فقط به عشقه
نقشش رو هر دلی نوشته
آخه تنهام
نمی تونم نمی تونم خنده کنم
دلم رو از خوشی ها آکنده کنم
آخه تنهام آخه تنهام
یه آشنا سنگ صبور یه کس می خوام
دیگه دارم خفه می شم نفس می خوام
آخه تنهام آخه تنهام

توی دل صحرا تو عمق دریا پی تو می گشتم و ندیدمت
توی خط کتاب و توی تب تاب پی تو می گشتم و ندیدمت
تا اینکه دونستم دنبال تو باید با چشمای دل می گشتم
آخه تو خدا جون ساحل امید من و برای ساحل می گشتم

آره تو دیگه دونستم
تو کس نیستی
نفس نیستی
نه هوس نیستی
همه جا هستی و هیجا نیستی

رمز امیدی
صبح سپیدی
عشق و نویدی خداجون
زندونی دردم فقط تویی ای تو
کلید قفل این زندون

آسمون چه رنگه
رنگ وارنگه
بل بگه جی بل بگه
مشکی قشنگه

آسمون چه رنگه
رنگ وارنگه
بل بگه جی بل بگه
مشکی قشنگه

بل بگه جی بل بگه
مشکی قشنگه

بل بگه جی بل بگه
مشکی قشنگه

شوونه تار خدا
شی نریم سربه هوا
چی کنم تو محلمم
هم رفیق و هم کاکا

دو نفر سر به لبه
به لبه جی بلبه
رنگ مو بانه بل
با صدا همده لبه

آسمون چه رنگه
رنگ وارنگه
بل بگه جی بل بگه
مشکی قشنگه

آسمون چه رنگه
رنگ وارنگه
بل بگه جی بل بگه
مشکی قشنگه

وقتی یار ایفهمی
آسمان ایخندی
ای شبا و مهره
وقتی کار ایگردی

وقتی یار ایفهمی
آسمان ایخندی
ای شبا و مهره
وقتی کارایگردی

سواری سوار سوار
بیو بزن دنبال یار
شاعری و شاجکی
مثل کوه بی قرار

سواری سوار سوار
بیو بزن دنبال یار
شاعری و شاجکی
مثل کوه بی قرار

آسمون چه رنگه
رنگ وارنگه
بل بگه جی بل بگه
مشکی قشنگه

آسمون چه رنگه
رنگ وارنگه
بل بگه جی بل بگه
مشکی قشنگه

بل بگه جی بل بگه
مشکی قشنگه






هنوزم در پي اونم
كه ميشه عاشقش باشم
مث درياي من باشه
منم چون قايقش باشم
هنوزم در پي اونم
كه ميشه عاشقش باشم
مث درياي من باشه
منم چون قايقش باشم
هنوزم در پي اونم
كه عمري مرحمم باشه
شريك خنده و شادي
رفيق ماتمم باشه
هنوزم در پي اونم
كه عشقش سادگي باشه
نگاهاي پر از مهرش
پناه خستگیم باشه
ميگن جوينده يابندس
ولي پاهاي من خستس
منم تا با همين پاها ميرم
تا حدي كه جا هست
هنوزم در پي اونم
كه اشكامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش
كنه پاك و بگه جونم
بگه جونم
نكن گريه منم اينجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي
منم اي واي تو رو ميخوام
هنوزم در پي اونم
كه اشكامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش
كنه پاك و بگه جونم
بگه جونم
نكن گريه منم اينجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي
منم اي واي تو رو ميخوام
خدايا عشق من پاكه
درسته عشقي از خاكه
منم اون عاشق خاكي
كه از عشق تو دل چاكه
هنوزم در پي اونم
كه اشكامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش
كنه پاك و
كنه پاك و بگه جونم
بگه جونم
نكن گريه منم اينجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي
منم اي واي تو رو ميخوام
هنوزم در پي اونم
كه اشكامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش
كنه پاك و بگه جونم
بگه جونم
نكن گريه منم اينجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي
منم اي واي تو رو ميخوام
هنوزم در پي اونم
كه اشكامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش
كنه پاك و بگه جونم
بگه جونم
نكن گريه منم اينجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي
منم اي واي تو رو ميخوام


نگاه خسته
درهای بسته
کشتی دلها به گل نشسته
هوا چه دلگير
دل نگرونی هفت روز هفته
دفتر پير صدای خستم ديگه پوسيده تو شب اسيره
دل توی اميد پر از صفا بود
بس شده زخمی داره ميميره
نفس نمونده واسه ادامه
تنها رفيقم اين سايه هامه
ديگه بريدم خسته و پيرم
گواه حرفهام اين خنده هامه
خنده های زورکی اشکهای یواشکی
شب و روزی بی هدف لحظه های الکی
ساعتهای پر سوال دلخوشی ها تو خیال
حسرت پرنده دل که نداره پر وبال
این دو روز زندگی طی شده تو کهنگی
میدونم دیگه بریدی تو هوای خستگی
میدونم خسته شدی مرغ پر بسته شدی
می دونم طاقت نداری واسه سوز تشنگی
دلخوشی ها یه لحظه به خندش نمی ارزه
از همه کس طلبکار یه دنیا زیر قرضه
نه خط خطی نه ساده مسافر تهی و هیچ
یه جاده سخت و دشوار به مقصد پر از نیش
هوای تازه ای میخوای نگاه بی بهونه
خود خود صداقت جواب عاشقونه
یه حرف راستی راستی از سهم دل میخواستی
اون که بسازه از نو تو رو با همه کاستی
یک شب بارونی بسه برای از نو تر شدن
یک گل شمع دونی بسه برای عاشق تر شدن
دریچه
خواننده: رضا صادقی
شعر از مهدی اخوان ثالث

ما چون دو دریچه روبروی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم
هر روز سلام وپرسش وخنده
هر روز قرار روز آینده (2)

عمر آینه بهشت اما آه
بیش از شب و روز دیر کوتاه (2)

اکنون دل من شکسته وخستست
زیرا یکی از دریچه ها بستست
این هم فسون هم جادو کرد
نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد (2)

ما چون دو دریچه روبروی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم
هر روز سلام وپرسش وخنده
هر روز قرار روز آینده (2)
دلتنگ

دلتنگ نگاتم اسیر خندهاتم
می دونم که می دونی عمریه غرق هواتم
من لبریز عشقم پرم از تو رو خواستن
کاش بدونی من دیوونه ی سادگی هاتم
مثل پروانه ها دورت می گردم
بزار دستاتو توی دستای سردم
من صداقتو با تو شناختم
عشق تو رو بردم و دل خودم رو باختم
هر جا که میرم مهربونی هات پیش رومه
کاش باورم کنی که بودن تو آبرومه
روز و شب میان میرن تو نیستی توی خونه
دیگه نفس کشیدنم بی عشق تو حرومه
هر جا که میرم مهربونی هات پیش رومه
کاش باورم کنی که بودن تو آبرومه
روز و شب میان میرن تو نیستی توی خونه
دیگه نفس کشیدنم بی عشق تو حرومه
حرومه ... حرومه ... حرومه
دلتنگ نگاتم اسیر خندهاتم
می دونم که می دونی عمریه غرق هواتم
من لبریز عشقم پرم از تو رو خواستن
کاش بدونی من دیوونه ی سادگی هاتم
مثل پروانه ها دورت می گردم
بزار دستاتو توی دستای سردم
من صداقتو با تو شناختم
عشق تو رو بردم و دل خودم رو باختم
يکی دسته گل براش دل خوشيه
يکی عادتش برادر کشيه
يکی زاغ مردم رو چوب ميزنه
يکی از داغ دلش جون ميکنه
يه نفر خواب رو تخته نقره کوب
يکی حيرون روی دريای جنوب
يکی زندگی رو زيبا ميبينه
يکی اما خودشو تنهای تنها ميبينه
اره اين رسم ميون ادمها
يکی داروقه يکی دارو بشه
نميشه رسمشو نو عوض کنی
اگه حتی اسمون وارونه شه
حالا حرف من با اون دسته ايه که هنوز عاشقن و يکه سوار
جون هر چی مرده
طاقت بيارين که بريم با هم ديگه از اين ديار

کوچه

هنوزم کوچه دیدار ما بوی تو داره
نگاه و بوسه های شب رو یاد من میاره
شب میلاد من بود و تو هم بودی دوباره
شبی تاریک اما چشم های تو تک ستاره

تمام دنیا و بزرگی هاش فقط کوچه
تمام کوچه وپنجره هاش شاهد ما بود
گرفتم دستاتو گفتی با چشمات عاشق هستی
آخه چشمای ناز تو فقط قاصد ما بود

تن وروح و دل وجونم کلید قفل زندونم
دلت یه عمره که خستست تو چشات اینو میخونم
مثل ابری مثل بارون واسه کویر خشکیدم
یه دنیا عشق یه دنیا نور توی برق چشات دیدم

نه امروزی نه دیروزی مثل نفس تو هر روزی
مثل شمعی واسه خوبی میسازی ومیسوزی
غمش با من خوشیش با تو تمام دلخوشیش با تو
هنوز رو تنم مونده بوی عطر نفسهاتو

هنوزم کوچه دیدار ما بوی تو داره
نگاه و بوسه های شب رو یاد من میاره
شب میلاد من بود و تو هم بودی دوباره
شبی تاریک اما چشم های تو تک ستاره


تمام دنیا و بزرگی هاش فقط کوچه
تمام کوچه وپنجره هاش شاهد ما بود
گرفتم دستاتو گفتی با چشمات عاشق هستی
آخه چشمای ناز تو فقط قاصد ما بود

لالایی
سر تو بزار رو شونمو آروم بخواب گل بهار
من پیشتم تا خود صبح چشماتو آروم هم بزار
اونقده بیدار میمونم تا وقتی خوابت ببره
وقتی می خوابی رویا هم ناز نگاتو می خره
کابوس و زندون می کنم خواب بد می سوزونم
مثل یه گنجیشک کوچیک آروم بخواب مهربونم
دستت تو دستای من عزیز خوب و نازنین
چشماتو آروم هم بزار رو شاپر ابرها بشین
تا صبح برات شعر و غزل لالایی عشق می خونم
چشماتو آروم هم بزار من اینجا بیدار می مونم
حافظ خواب تو میشیم من و خدای خوب دل
چشماتو فردا میبینم خوب بخوابی ... شبت بخیر
سر تو بزار رو شونمو آروم بخواب گل بهار
من پیشتم تا خود صبح چشماتو رو هم بزار
ما رو باش خواننده :رضا صادقی

ما رو باش که فکر میکردیم میشه عاشق بود و موند
ما رو باش که فکر می کردیم میشه از عاشقی خوند
ما رو باش یه عمریه از عاشقی دم می زنیم
عمریه که چونه زیاد و از کم میزنیم

ما رو باش که فکر میکردیم میشه عاشق بود و موند
ما رو باش که فکر می کردیم میشه از عاشقی خوند
ما رو باش یه عمریه از عاشقی دم می زنیم
عمریه که چونه زیاد و از کم میزنیم

ما رو باش ما رو باش ما رو باش
چی فکر کی کردیم و چی شد

چی میشد اگه دروغ تو لحظه ما جا نداشت
چی میشد اگه دو رنگی هم دیگه معنا نداشت
کاش میشد واسه هوس رفاقت ها رو نفروخت
کاش میشد صداقتو رو تن هر آینه دوخت

چرا ما آدما گاهی وقتا خیلی بد میشیم
واسه راه هم دیگه خواسته نا خواسته سد میشیم
جای مرهم واسه زخم عاشقا نمک میشیم
هر کی با ما صادقه باهاش پر از کلک میشیم
دلخوش هر کی شدیم تو زرد از آب در اومدش
وقتی که دلتنگی میاد هیشکی نمیاد به دادش
ندونستیم غم تو نوبت ماست دیر میشه
حرفای خوب واسه ما زخم زمونه تیر میشه

شاید اما ندونستیم زندگی چه شکلیه
کی سر کاره کی نیست اصلا دنیا دست کیه
ما به هر حال میپریم بی چشم و دل بی پر وبال
ما به مشکی دلخوشیم دو رنگی ها رو بی خیال

ما رو باش که فکر میکردیم میشه عاشق بود و موند
ما رو باش که فکر می کردیم میشه از عاشقی خوند
ما رو باش یه عمریه از عاشقی دم می زنیم
عمریه که چونه زیاد و از کم میزنیم

ما رو باش که فکر میکردیم میشه عاشق بود و موند
ما رو باش که فکر می کردیم میشه از عاشقی خوند
ما رو باش یه عمریه از عاشقی دم می زنیم
عمریه که چونه زیاد و از کم میزنیم

ما رو باش ما رو باش ما رو باش
ما رو باش چی فکر کی کردیم هه چی شد
نفس نفس دَوون دَوون در پی آرزوهامون
نه روز داریم نه شب داریم ، بی هدفه نگاهمون
ما که می خواستیم دنیا رو تو دستامون برده کنیم
ببین چه جور برده شدیم تو دست پست دنیامون
دنبال میز و صندلی آتیش میدیم به هر دلی
چقد دلم کرده هوای خونه های کاه گلی
عاشقیا بی قیمته ، عشق دیگه بی حرمته
تو دوره ی دوز و کلک دیوونگی غنیمته ، دیوونگی غنیمته
دروغ و نیرنگ و کلک بازار داغ قیل و قال
وقتی که پای سود میشه هر چی حروم میشه حلال
از حرمت نون و نمک مونده فقط حرف و حدیث
دیگه کی یادش میمونه معصومی چشمای خیس
دولا و راست میشیم واسه سکه و پول و اعتبار
دیگه چه ارزشی دارن دلای تنگ بی قرار
هیچ کسی بره نمیشه ، گرگ بیابونن همه
دنیا رو ناممون کنن بازم میگیم خیلی کمه
نفس نفس دَوون دَوون در پی آرزوهامون
نه روز داریم نه شب داریم ، بی هدفه نگاهمون
ما که می خواستیم دنیا رو تو دستامون برده کنیم
ببین چه جور برده شدیم تو دست پست دنیامون
دنبال میز و صندلی آتیش میدیم به هر دلی
چقد دلم کرده هوای خونه های کاه گلی
عاشقیا بی قیمته ، عشق دیگه بی حرمته
تو دوره ی دوز و کلک دیوونگی غنیمته ، دیوونگی غنیمته

شعر زیبای نگو نه از رضا صادقی :
واسه موندن دیگه دیره نگو نه
دلم از عاشقی سیره نگو نه
باغچه ی سبز دل عاشق من
دیگه همرنگ کویره نگو نه
اون زمون عاشقیتو جوونی کرد
اما حالا دیگه پیره نگو نه
همیشه دروغ میگی وقتی میشم
توی چشمای تو خیره نگو نه
میدونی حسی که محتاج تو بود
داره کم کمک میمیره نگو نه
یه روزی گفتی میخوام برم حالا
پای من یه جایی گیره نگو نه
وقتی منتظر بودم کجا بودی
حالا اومدی که دیره نگو نه
میدونم جواب تو به این غزل
یه سکوت ناگزیره نگو نه

نگین الماس
نه دلخوشی برای من
نه عشقی تو وجود تو
نه حتی احساس قشنگ
تو عمق تارو و پود تو
حرفهای عاشقونه هم گمشده تو حرفهای تو
از ته قلبت نمیاد دوستت دارم گفتن تو
برات حقیر و پوچ شده
این تن بی ارزش من
اشکی که تو چشمات نمیاد
با هق هق بارش من
برات نگین الماس ارگ سیاه باغیرمن
حرف همه مقدس
هر کی باشه اما نه من
اما نه من
اما نه من
اما نه من
نون عشق رضا صادقی
زندگی رو دوست دارم با تمام بدبیاریش
عاشقی رو دوست دارم با تمام بی قراریش
من میخوام اشکام بفهمن وقتی از چشمام میریزه
تنهایی گر چه کشندست واسه من خیلی عزیزه
تو کتاب نوشته عاشق خیلی تنها خیلی خستست
جای بارون بهاری روی چترای شکستست
اما من میگم یه عاشق همه دنیا رو داره
همه چترارو باید بست وقتی آسمون میباره
نون عشقو میخورم منت نونوا ندارم
سینه سوخته عاشقم با کسی دعوا ندارم
توی دنیایی که گرگ و برگی تو ذاتش
من میخوام خودم باشم با هیچکی کاری ندارم
زنده بودن نمیخوام زندگی قاموس منه
فقط وفقط دورنگی تنها کابوس منه
گر چه خاکم زیر پا اما غرورم آسمون
مشکی رنگ عشقمه ترانه ققنوس منه
زندگی رو دوست دارم با تمام بدبیاریش
عاشقی رو دوست دارم با تمام بی قراریش
من میخوام اشکام بفهمن وقتی از چشمام میریزه
تنهایی گر چه کشندست واسه من خیلی عزیزه
کاشکی میشد دارو باشیم نه زخم کاری نه نمک
قطره آبی باشیم تو قلب خشک وپر ترک
واسه عشق و عاشقی تو سختیاش کم نذاریم
واسه خودمون آدمی باشیم نه آدمک
خیلی ها میگن که عاشقی رو بیدار بدونید
اما من میگم که عشقو تر به دیوار ندونید
من میخوام مثل موج نباشم اما بدونم
کاش میشد توی سختی عاشق بمونم
زندگی رو دوست دارم با تمام بدبیاریش
عاشقی رو دوست دارم با تمام بی قراریش
من میخوام اشکام بفهمن وقتی از چشمام میریزه
تنهایی گر چه کشندست واسه من خیلی عزیزه
تو کتاب نوشته عاشق خیلی تنها خیلی خستست
جای بارون بهاری روی چترای شکستست
اما من میگم یه عاشق همه دنیا رو داره
همه چترارو باید بست وقتی آسمون میباره



ترانه ی حرف آخر از سلطان عشق :
چیزی نگو قسم نخور تموم حرفات یه دروغه
کسی نگفت خودم دیدم خونه قلب تو شلوغه
چیزی نگو لیاقتت عشق مقدسم نبود
حس می کنم نبودی و بودنتم یه قصه بود
تو دیگه مردی و این حرف آخره
بذار عشق تو از خاطرم بره
فکر می کردم قلبت مال منه
اما انگار صد شاخه می پره
اسمتو پاک کردم از تو دفترام
بی خودی قسم نخور دیگه سخته برام
ترو باور داشتمو میخواستمت
یهو آتیش کشیدی همه باورام
کسی نگفت بهم من خودم می دیدم
اما راستشو بخوای یچیزی نفهمیدم
چرا وقتی ترو از عشق خالی دیدم
بجای گریه بحالت میخندیدم
شایدم واسه اینه که دیگه بی ارزشی
واسه ی همه عروسک نمایشی
توکه میگذری ساده از این همه عشق
لیاقت نداری دیگه با من باشی

گفتم نرو پر پر میشم , گفتی میخوام رها باشم
گفتم آخه عاشق شدم , گفتی میخوام تنها باشم
گفتم دلم , گفتی بسوز , گفتم یه عمری باز هنوز
گفتم پس عمرم چی میشه , گفتی هدر شد شبو روز
وای دلم ....
گفتم آخه داغون میشم , گفتی به من خوش میگذره
گفتم بیا چشمام به تو , گفتی آخه کی میخره
گفتم منو جنس میبینی , گفتی آره بی غیمتی
گفتم یه روز کسی بودم با من نکن بی حرمتی
گفتم صدام میمیره باز , گفتی به درد بسوز بساز
گفتم حالا که پیر شدم , گفتی که از تو سیر شدم
گفتم تمنا میکنم , گفتی میخوام خوردت کنم
گفتم بیا بشکن تنو , گفتی فراموش کن منو ....
گفتی فراموش کن منو .... گفتی فراموش کن منو ....

چرا از من گذشتی خیلی ساده
تو که دونستی مرد پیاده
جوونیشو پی عشق تو داده
هه هه هه هه
شنیدم گفتی از عاشقی سیرم
نگفتی با خودت یه وقت من میمیرم
حالا حق دلو از کی بگیرم
هه هه هه هه
چرا از من گذشتی بی تفاوت
نه انگار عشقی بود نه روزگاری
نه پاییز و زمستون نه بهاری
چه جور دلت اومد تنهام بذاری

تو که رفتی چرا پیغوم می دادی
فلانی رو بگیر یه روز سردی
کنار نیمکت باغچه همونجا
یه روزی عاشقانه برمی گردی
سهم ما
نمیدونم که تورو نفرین کنم یا این دلم
نمی دونم که تو حل مشکلی یا مشکلم
با تو عاشقانه بودم پس چرا
حسرت یه روز عشق مونده به دلم
با تو شاهنامه بودم نه یک غزل
با تو رودخونه بودم نه یک قنات
یه روزی من و تو بودیم و حالا
من و تنهایی و یک عمر خاطرات
تو رفتی و سهم ما سفر شد
دل آروم ما در به در شد
ندونستم چرا مرغ عشقم
توی عاشقی بی بال و پر شد(2)
تو این غربت پر گرگ و هراس
دارم عین ماهیها جون میکنم
خستم از تظاهر ایستادگی
جای دندون هزار گرگ به تنم
نه کسی می دونه که من چی می خوام
نه خودم دونستم عیب کار کجاست
تا به هر کی میگی عاشقی چیه
میگه بگذر عاشقی تو قصه هاست

تو رفتی و سهم ما سفر شد
دل آروم ما در به در شد
ندونستم چرا مرغ عشقم
توی عاشقی بی بال و پر شد(2)

دلم برات تنگ شده جونم
میخوام ببینمت نمیتونم
بین ما دیوارای سنگی
فاصله یک عمره میدونم

بغض ترانمو شکستم
میخوام بگم عاشقت هستم
تو عین ناباوری یک شب
خالی گذاشتی هر دو دستم

تو بودی تمام هستی ومستی وراستی و تمام قصه من
تو بودی سنگ صبورم ونگاه دورم ولبهای بسته من

نیمه شب از خوابم پا میشم
نیستی پیشم بازدیوونه میشم
دوری تو تیشه زد به ریشم
نیستی پیشم

بی صدا از من خالی میشم
هم صدا با بی بالی میشم
گونه هام خیس از شبنم غم
نیستی پیشم

تو بودی تمام هستی ومستی وراستی و تمام قصه من
تو بودی سنگ صبورم ونگاه دورم ولبهای بسته من



تو با منی

تو با منی هرجا برم
مهر تو بند جونمه
عشقت نمیره از سرم
تو پوست و استخونمه

یه دم اگه نبینمت یه دنیا دلتنگت میشم
نگاه دریایی تو آبیه روی آتیشم

واست دلم واست تنم
واست تمام زندگی
از تو دوباره من شدم
با تو تموم شد خستگیم

واست دلم واست تنم
واست تمام زندگی
از تو دوباره من شدم
با تو تموم شد خستگیم

نم نم بارون چشام
گواه عشق پاکمه
هم نفس قسمت من
دوست دارم یه عالمه

قشنگترین خاطره ها
با تو و از تو گفتن
آرامش وجود من
صدای تو شنفتنه

نم نم بارون چشام
گواه عشق پاکمه
هم نفس قسمت من
دوست دارم یه عالمه

قشنگترین خاطره ها
با تو و از تو گفتن
آرامش وجود من
صدای تو شنفتنه


تو با منی هرجا برم
مهر تو بند جونمه
عشقت نمیره از سرم
تو پوست و استخونمه

یه دم اگه نبینمت یه دنیا دلتنگت میشم
نگاه دریایی تو آبی روی آتیشه

واست دلم واست تنم
واست تمام زندگی
از تو دوباره من شدم
با تو تموم شد خستگیم

تمنا
گفتم نرو پرپر مي شم
گفتي مي خوام رها باشم

گفتم آخه عاشق شدم
گفتي مي خوام تنها باشم

گفتم دلم گفتي بسوز
گفتم يه عمري باز هنوز؟

گفتم پس عمرم چي ميشه؟
گفتي هدر شد شب و روز

گفتم آخه داغون مي شم
گفتي به من خوش ميگذره

گفتم بيا چشمام به تو
گفتي آخه كي مي خره؟!

گفتم منو جنس مي بيني
گفتي آره بي قيمتي

گفتم يه روز كسي بودم
با من نكن بي حرمتي

گفتم صدام مي گيره باز
گفتي به درد بسوز بساز

گفتم حالا كه پير شدم
گفتي كه از تو سير شدم

گفتم تمنا مي كنم
گفتي مي خوام خردت كنم

گفتم بيا بشكن تن و
گفتي فراموش كن من و

پیرهن مشکی
پيرهن مشكيه من از غم نيست
حرفاي نگفته ي من كم نيست
من واسه خودم يه قانوني دارم
توي قانون ما هر كسي كه عاشق نباشه
پيرهن مشكيه من از غم نيست
حرفاي نگفته ي من كم نيست
من واسه خودم يه قانوني دارم
توي قانون ما هر كسي كه عاشق نباشه آدم نيست
پيرهن مشكيه من رنگ شباي عشقمه
نه ستيزه نه گريزه نه سقوط و ماتمه
پيرهن مشكيه من صداقت از نوع عشق
تنها رنگ پرچم مقدس دولت عشق
پيرهن مشكيه من رنگ شباي عشقمه
نه ستيزه نه گريزه نه سقوط و ماتمه
پيرهن مشكيه من صداقت از نوع عشق
تنها پرچم مقدس دولت عشق
تنها رنگيه تو دنيا كه تكه تا نداره
شبامون بدون رنگ مشكي معنا نداره
مشكي رنگ عشقه اينو قبلانم گفته بودم
ميدونم خوب ميدونين كه مشكي همتا نداره
پيرهن مشكيه من از غم نيست
حرفاي نگفته ي من كم نيست
من واسه خودم يه قانوني دارم
توي قانون ما هر كسي كه عاشق نباشه .......
پيرهن مشكيه من از غم نيست
حرفاي نگفته ي من كم نيست
من واسه خودم يه قانوني دارم
توي قانون ما هر كسي كه عاشق نباشه آدم نيست
پيرهن مشكيه من رنگ شباي عشقمه
نه ستيزه نه گريزه نه سقوط و ماتمه
پيرهن مشكيه من صداقته از نوع عشق
تنها رنگ پرچم مقدس دولت عشق
تنها رنگيه تو دنيا كه تكه تا نداره
شبامون بدون رنگ مشكي معنا نداره
مشكي رنگ عشقه اينو قبلانم گفته بودم
ميدونم خوب ميدونين كه مشكي همتا نداره.......
پيرهن مشكيه من از غم نيست
حرفاي نگفته ي من كم نيست
من واسه خودم يه قانوني دارم
توي قانون ما هر كسي كه عاشق نباشه .......
پيرهن مشكيه من از غم نيست
حرفاي نگفته ي من كم نيست
من واسه خودم يه قانوني دارم
توي قانون ما هر كسي كه عاشق نباشه آدم نيست.
یه تیکه نون و حلال و پاک
سبزه ویه گلدون وخاک
یه کلبه و حوض وچمن
یه عشق بی تو
تو ومن

بده دستات وبدستم
تا با هم کلبه بسازیم
کلبه ای پر از من وتو
از من وتو ما بسازیم
دور بشیم از همه مردم
واسه درد هم بمیریم
با ستاره ها بخوابیم
با ترانه جون بگیریم
کلبه ای اندازه عشق
باغچه وحوض وگلدون
سر تو باشه رو شونم
مثل لیلا مثل مجنون
تو باشی مادر گلها
من بشم بابای بارون
لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا
من واسه تو واسه من
کلبه ای میخوام که باغچه اش
پر باشه از یاسمن
حیاطشم سر تا سرش حوض وچمن
فقط واسه تو واسه من
تو کلبمون صفا باشه
خوشبختیمون قد تموم آسمون
صاف و بی انتها باشه
کلبه ای اندازه عشق
باغچه وحوض وگلدون
سر تو باشه رو شونم
مثل لیلا مثل مجنون
تو باشی مادر گلها
من بشم بابای بارون
بده دستات وبدستم
تا با هم کلبه بسازیم
کلبه ای پر از من وتو
از من وتو ما بسازیم
دور بشیم از همه مردم
واسه درد هم بمیریم
با ستاره ها بخوابیم
با ترانه جون بگیریم
کلبه ای اندازه عشق
باغچه وحوض وگلدون
سر تو باشه رو شونم
مثل لیلا مثل مجنون
تو باشی مادر گلها
من بشم بابای بارون
لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا
لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا

بخشش از رضا صادقي
بابا بی خیال دیگه ناز کردنم حدی داره
ما که رفتیم بعد ما تازه میدونی کی دوستت داره
بابا بی خیال دیگه ناز کردنم حدی داره
ما که رفتیم بعد ما میدونی کی دوستت داره
روتو کم کن دیگه تحفه هم که نیستی به خدا
تمومش کن افه هاتو بس کن این همه ادا
مگه ما چی کم گذاشتیم از مرام و معرفت
که تو اینجور با ما بد تا میکنی ای بی معرفت
راستشو بخوای دیگه خسته شدم رک بگمت
به دلم نشسته بودی خشکیدی بریدمت
به خدا عشقی که ذلت بیاره کشکه عزیز
جون هر چی مرده دیگه این قدر آبرو نریز
گفته بودم نفسی برام میرم تا آخرش
نفسی که حرمتم رو بگیره میبرمش
دیگه اون دنیای پر رنگ و چلچراغت نمیخوام
واسه رو کم کنیتم شده سراغت نمیام
قاطی کردم بد رقم میخوام که قیدت بزنم
میخوام اون دندونه عاریه رو از ته بکنم
عشقی که ما پیشیم بی شیله پیله صادقه
همه مردم میدونم که مشکی انده عاشقه
بابا بی خیال بابا بی خیال
با ما بد کردی
نميتونم ببخشمت
دور شو برو نبينمت
تيكه اي بودي از دلم
خشکیدی و بريدمت
هزار و يك رنگي بدون
دروغ و نيرنگي بدون
واسه دل عاشق من
بد نامي و ننگي بدون
راهمو كج كردي عزيز
عشقمو رد كردي عزيز
خودت ندونستي چي كردي
با ما بد كردي عزيز
يادت مياد گفتم بهت
اگه نميشي مرهمم
تو رو خدا زخمم نشو
كه تيكه پاره است بدنم
تو عين ناباوريها
تو هم شدي يه زخم نو
هيچ نميخوام مثل تو شم
از جلوي چشام برو
راهمو كج كردي عزيز
عشقمو رد كردي عزيز
خودت ندونستي چي كردي
با ما بد كردي عزيز
راهمو كج كردي عزيز
عشقمو رد كردي عزيز
خودت ندونستي چي كردي
با ما بد كردي عزيز
یه کاری کردی رضا صادقی
یه کاری کردی به قلبم که بدونت حتی مردن
سخته حتی بی تو خوندن لذت از زندگی بردن
یه کاری کردی که از یاد نمیری حتی یه لحظه
درده عشقت کرده پیرم اما باور کن می ارزه
(دیدن تو گرچه از دور واسه من یه جور امیده
یه چیزی مثل جادو که بهم رهایی میده
این مهمه که میدونم واسه من چه قدر عزیزی
من که جام عشقو دادم چه بنوشی چه بریزی)2
یه کاری کردی به قلبم که بدونت حتی مردن
سخته حتی بی تو خوندن لذت از زندگی بردن
دیدن تو گرچه از دور واسه من یه جور امیده
یه چیزی مثل جادو که بهم رهایی میده
این مهمه که میدونم واسه من چه قدر عزیزی
من که جام عشقو دادم چه بنوشی چه بریزی
پیشکشت همه نفسهام نازنین خوب همیشه
نیمی از تنم شدی تو که ازم جدا نمیشه
یه کاری کردی به قلبم که بدونت حتی مردن
سخته حتی بی تو خوندن لذت از زندگی خوندن
یه کاری کردی که از یاد نمیری حتی یه لحظه
کرده عشقت کرده پیرم اما باور کن می ارزه




مرتضی عای
مرتضي علي دخيل زندگيمو از تو ميخوام
آقا جونم بي تعارف عاشقم مهرتو ميخوام
خاک پات سرمه چشمام آقا جون حرفامو گوش کن
تورو حق اسم زهرا آتيش دلم خاموش کن
دست به سينه پيش روتم دل و جون فداي نامت
آقا داغونم , کمک کن قربون عشق و مرامت
واسه خوندن ديگه پيرم از غمش دارم ميميرم
مولا جون برس به دادم به خدا بد جوري گيرم
به خدا بد جوري گيرم ......
عمريه من در خونت دست خالي بر نگشتم
نذار تاريک شه تموم شه خط سبز سرنوشتم(2)
نه راه پيش نه برگشت دل موندنم ندارم
مولا جون همه اميد به کرامت تو دارم
دست به سينه پيش روتم دل و جون فداي نامت
آقا داغونم , کمک کن قربون عشق و مرامت
واسه خوندن ديگه پيرم از غمش دارم ميميرم
مولا جون برس به دادم به خدا بد جوري گيرم
به خدا بد جوري گيرم ...

لحظه دیدار
لحظه ديدار نزديک است
باز من ديوانه ام مستم
باز ميلرزد دلم دستم
باز گويي در جهان ديگري هستم
لحظه ديدار نزديک است
باز من ديوانه ام مستم
باز ميلرزد دلم دستم
باز گويي در جهان ديگري هستم
آي نخراشي به غفلت گونه ام را تيغ
آي نفروشي صفاي زلفکم را دست
آبرويم را نريزي دل
اي نخورده مست , لحظه ديدار نزديک است
لحظه ديدار نزديک است
لحظه ديدار نزديک است
دیوونه
ای دیوونه , ای بی خونه , آسمون چشمات چرا بارونه ؟
تنها موندی , تنها خوندی , اما باز لبهات گل خندونه
گاهی میخندی مثل غنچه باز
گاهی هم چشمات خیس و گریونه
گاهی توی خلوت گاهی بین جمعی
گاهی پروانه گاهی هم شمعی
ای دیوونه ...... ای دیوونه ...... دیوونه ...... دیوونه
خسته و پیری , قفل و زنجیری
چرا حالیت نیست , داری میمیری
دفتر عمرت کهنه شد تا شد
راهیه راه سبز فردا شد
دیگه غم بسه , چشماتو وا کن
بازم عاشق شو , پاشو غوغا کن......
ای دیوونه ...... ای دیوونه ...... دیوونه ...... دیوونه
دنیا جان
مگه ناگن دنيا جان ماکه جانيش ماندیم
مگه ناگن مهربان مهربانيش ما نديم
مگه ناگن دل به عشق پبي چه محکوم شکني
مگه ناگن سرنوشت بي چه مظلوم شکنن
قاعده ي دنيا عوض بی يک به يک نام و دوتا
اوکه چشم به را نشسته بهش بگن آي دگرنتا
اين روزا جواب خوبي خنجر کينن و بس
عاشقي اين روزا زياده اما از روي هوس
اگردنيا جان ببيني جون من لمزبونش
هرکسي ای گپ زد خوش قبولي نیگپونش
مگه ناگن دلخوشي اتات وقتي راضي بشي
ولله ما راضي بوديم وهيچ موعدي جزناخوشي
مگه ناگن دوتادوست ازدوتا کاکا بهترن
دوست که سهلن دوتا کاکا سر پول سر ابرن
هرچي به ايما شه توبچگي همه قصه بوده
رنج دنيا بند خوبي از دل خلقي برون
کسي حالينیمکه حتي خبر از دل خومون نه
جوون وپیر آرزوشه زودی ازدنیابره

مگه ناگن دنيا جان ماکه جانيش ماندیم
مگه ناگن مهربان مهربانيش ما نديم
مگه ناگن دل به عشق پبي چه محکوم شکني
مگه ناگن سرنوشت بي چه مظلوم شکنن
قاعده ي دنيا عوض بی يک به يک نام و دوتا
اوکه چشم به را نشسته بهش بگن آي دگرنتا
اين روزا جواب خوبي خنجر کينن و بس
عاشقي اين روزا زياده اما از روي هوس
اگردنيا جان ببيني جون من لمزبونش
هرکسي ای گپ زد خوش قبولي نیگپونش
دل من خواننده رضا صادقي
دل من یه راه دوره دل من , دل من سنگ صبوره دل من
مثل اون گوشه صحن آسمون , خالی از ابر غروره دل من
دل من یه راه دور دل من , دل من سنگ صبوره دل من
مثل اون گوشه صحن آسمون , خالی از ابر غروره دل من
چه صبور دل من ...... راه دور دل من ......
گل من یکی یه دونه گل من , گل من از آسمونه گل من
همه عمرو وجودم مال اون , مثل مادر مهربونه گل من
گل من یکی یه دونه گل من , گل من از آسمونه گل من
همه عمرو وجودم مال اون , مثل مادر مهربونه گل من
چه صبور گل من ...... راه دور گل من ......
اگه تنهام , اگه پیرم , اگه عاشقی فقیرم
دلت دوره , دوره از من , تو بدون برات میمیرم
دل من ببین چه خستم , چشامو از همه بستم
عمری با تن پوش مشکی , سر راه تو نشستم
تو فقط باور عشقی , خط سبز سرنوشتی
رو کویر خشک قلبم , خط امیدو نوشتی
چه صبوره دل من ...... راه دوره دل من ......
چه صبوره گل من ...... راه دوره گل من ......
حکایت مشکی پوش
اتل متل حکايت , هزار و يک روايت
حکايت از تو و من , مونده تو کوي و برزن
اين حکايت دروغ نيست , چراغ بي فروق نيست
قصه بار و دوش , عشق يه مشکي پوش
عشق يه مشکي پوش ......
حرف دو دو تا چهار تاست , قصه موج و درياست
نقل يه مشکي پوش , که عشقش آبروش
بذر جدايي داشتن , غم به دلش گذاشتن
شاد بود ازش که عشقش , مشکي پوش رفت و خوندش
مشکي پوش رفت و خوندش
نيازش از زمونه يه دل بود و يه لونه
که توش ترانه باشه , موندن بهانه باشه
مثل پرآشتي بود , چون عشقش بهترين بود
عشقش پر از خدا بود , صداش بي انتها بود
اتل متل يه قصه , بي غم و درد و غصه
قصه اي که هنوزم تو گفتنش ميسوزم
مشکي پوش مثل سنگ , با غصه هاش ميجنگ
ميجنگه تا هميشه , قصه تموم نميشه
قصه تموم نميشه ...
بسوزی دل
بسوزی دل بسوزی , بسوزی دل بسوزی
ببین منو گذاشتی به چه وضعو حالو روزی
بسوزی دل بسوزی , بسوزی دل بسوزی
ببین میسوزم از آتیش تو شبانه روزی ...
بسوزی که منو در به درو آواره کردی
تازه اول راه زندگی بیچاره کردی
یه روز سواره بودم بی سبب پیاده کردی
الهی خون بشی تیکه بشی آتیش بگیری
منو کشتی الهی عاقبت تو هم بمیری
چیکارت کرده بودم که واسم خواستی اسیری
بسوزی , بسوزی , ای دلم بسوزی .....
بسوزی , بسوزی , ای دلم بسوزی .....
بسوزی دل بسوزی , بسوزی دل بسوزی
ببین منو گذاشتی به چه وضعو حالو روزی
بسوزی دل بسوزی , بسوزی دل بسوزی
ببین میسوزم از آتیش تو شبانه روزی ...
بسوزی که منو در به درو آواره کردی
تازه اول راه زندگی بیچاره کردی
یه روز سواره بودم بی سبب پیاده کردی
الهی خون بشی تیکه بشی آتیش بگیری
منو کشتی الهی عاقبت تو هم بمیری
چیکارت کرده بودم که واسم خواستی اسیری
دیگه نه نه نه نمیخوام بازم بسوزم
دیگه دوست ندارم چشمامو کنج در بدوزم
تورو میکنم از سینه و میندازم به دریا
میخوام بی دل بشم شاید عوض شه حالو روزم ...
بسوزی , بسوزی , ای دلم بسوزی .....
بسوزی , بسوزی , ای دلم بسوزی .....

مشق عشق با صدای رویایی مشکی پوش شهر سپید دلان عشق رضا صادقی

این غم که تو صدامه
زخم شب گریه هامه
یاد یه عشق کهنه است
که هنوزم باهامه

با ما که راه نیومد
این روزگار نامرد
صدای من به جز تو
رو هر دلی اثر کرد

غصه و اشک و حسرت
اول مشقه عشقه
حالا همه میدونن
که مشکی رنگ عشقه

کاشکی میشد یه روزی
بشی تو مهربونم
سر بذاری رو شونم
خودم برات بخونم

دلم برات تنگ شده جونم
می خوام ببینمت نمیتونم
بین ما دیوارهای سنگی
فاصله یک عمره میدونم


پنجره چشمای تو
کاشکی به چشام وا بشه
این بغض چند ساله من
ازتو گلوم رها بشه

من که فراموش کردنت
چرا و اما داشت برام
بابای بارونت میشم
بیا گم کن گریه هام

با صد دلم با صد تنم
با صد تمام زندگی
از تو دوباره من شدم
با تو حروم شد زندگیم

با صد دلم با صد تنم
ای سرپناه خستگی
آرامش وجود من
بی تو حروم شد زندگیم

از یه بغض قدیمی
ببین کجا رسیدم
میون این جمعیت
هرگز تو رو ندیدم

چه باشی چه نباشی
از عاشقی میخونم
تا آخرین عمرم
یه مشکی پوش میمونم





باورم نمیشه دستات
توی دست منه چشمات
توی چشم منه قلبم
داره تند تند میزنه
حس میکنم که خواب میبینم

باورم نمیشه میگی تا ابد
مال منی حرفایی که میخوام
میزنی قلبم
داری از جا میکنی
حس میکنم عاشقترینم

باورکردنی نیس
این عشق و غمی نیس
از دردو کمی نیس
وقتی که تو هستی

باورم نمیشه دنیا
داره با من راه میاد فردا
عشق تو از من میخوادغمها
مو دادم به دست باد
دیگه نمیخوام
که بمیرم

باورم نمیشه اشکام
دیگه از بیکسی نیس پرهام
دیگه از نارسی نیس دستام
با تو دیگه خالی نیس
حس میکنم
دیگه امیرم

باورکردنی نیس
این عشق و غمی نیس
از دردو کمی نیس
وقتی که تو هستی


وقتی رفتی همچی رفت، همه ی دلبستگی رفت
شب و روز من یکی شد، حتی حسّ زندگی رفت

دیگه بی تو مرده بودم، حرف مردم شده بودم
توی آشوبِ نبودت، تو خودم گم شده بودم
وقتی رفتی تازه فهمیدم کی بودی
برای من تپش زندگی بودی

وقتی رفتی دیگه اون پنجره خوابید
وقتی رفتی، آره رفتی، وقتی رفتی
از تو مونده یادگاری واسه ی من بی قراری
خنده رو لبامه اما از دلم خبر نداری

نه تو بودی نه ترانه، نه یه حرف عاشقانه
من مگه از تو چی خواستم، فقط و فقط بهانه
سکوت غم
از تموم دنیا و دارو ندارش
شونه هاتو کم دارم برای بارش
زخمیه خنجر زهرآگین یارم
تو که تازه اومدی تنها نذارم

به چشام خوب خیره شو
ببین چه پیرم
من و دریاب خوب من
دارم میمیرم

دیگه حتی نایی نیس برای گفتن
خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم

یک لحظه خوبی به من بده
از من بگیر روح و تنم
برای یک لحظه خوشی
به هر دری در میزنم

برگردون اون عمر رفتمو
حتی واسه یه ثانیه
دلخوش کنم حتی دروغ
از من مگه چی باقیه ؟!

غربتم رو آشنایی کن بهارم
روزامو دریاب عزیز
دور شد قطارم
تنها یک ثانیه عاشقی بجز این
هیچ توقعی از این روزا ندارم

دلم برات میسوزه با صدای رضا صادقی
قربون برم خدا رو
دنیا چقدر کوچیکه
مرز دیروز و امروز
قد یه مو باریکه
چه خنده داره حالت
دلم برات میسوزه
برگشتی که چی بشه
فکر کردی دیروزه
اونروزی که می رفتی
اشکام چه ریزه ریزه
ببین حالا چه جوری
اشکات داره میریزه
بی تفاوت میرفتی
پیش تو میشکستم
حالا تو میشکنی و
بی تفاوت نشستم
اونروزی که روزت بود
روزام نوبت گرفتی
حرفات تو گوش من موند
یادت میاد چی گفتی
صدای تق و توق
استخونام شنیدی
اما با طعنه گفتی
شتر دیدی ندیدی

یادت میاد میگفتی
هرچی که بود بازی بود
طفلی دلم که حتی
به بازیم راضی بود
یادت میاد می گفتی
پیر شدی وبریدی
حالا من اینو میگم
که خیلی دیر رسیدی
من از تو یاد گرفتم
ساده گذشتنارو
یا آخرین کلامو
نامه نوشتنارو
من از تو یاد گرفتم
برم به یک بهانه
اونم بشه سکانس
آخر عاشقانه
حالا برو از اینجا
برو هر جا تونستی
دور شدی از خیالم
تو خودت اینو خواستی
یه روز بهم میگفتی
عشقم خیال ورویاست
نوبتی هم که باشه
این دفعه نوبت ماست
بشكن

زورکی نخند عزیزم
میدونم اومدی بازی
نمیخوام این آخرین بازی زندگیم ببازی

خودتو راحت کنو
فکر کن که جبران گذشته اس
از منم میگذره اما
به دلت چاله نسازی

اومدی بشکنی... بشکن
از من ساده چی مونده
قبل تو هرکی بوده
تموم تارو پود سوزونده

تو هم از یکی دیگه سوختی
میخوای تلافی باشه
بیا این تو و دل و باقی احساسی که مونده

دل ما اونقده پاره اس
موندنش مرگ دوباره اس
آسمون سینه ی ما خیلی وقته بی ستاره اس

همینی که باقی مونده
واسه دلخوشی تو بشکن
تیکه تیکه هامو بردن
آخرینشم تو بکن

نمیخوام بگذره عمری
خسته شی واسه فریبم
یقه تو نمیگیره هیچکس
آخه من اینجا غریبم

بزن و برو عزیزم
مثل هرکس که زد و بُرد
طفلی این دل که همیشه به گناه دیگرون مُرد

نفرتت رو از غریبه سر یک غریب خراب کن
خنده ی کوتاهمم رو بیا گریه کن عذاب کن

مهمم نیس که چه جرمی یا گناهی این سزاشه
باقی دلم یه مشت خاک همینم میخوام نباشه

عقده های یک شکستو خالی کن سر دل من
دیگه متروک مونده و سرد
خاک پیر ساحل من

از نگاهات خوب میفهمم که تو فکرت یه فریبه
بازی بسه پاشو بشکن
من غریب و تو غریبه
دل ما اونقده پاره اس
موندنش مرگ دوباره اس
آسمون سینه ی ما خیلی وقته بی ستاره اس

همینی که باقی مونده
واسه دلخوشی تو بشکن
تیکه تیکه هامو بردن
آخرینشم تو بکن


ای قشنگترین شعرو غزل، اسم تو عشقه
ای دردونه ی دور از دغل، مهر تو عشقه
تو سقوط نحسم اومدی گفتی میمونی
گفتی عاشقی شمع دلم عشق تو عشقه

یاورم شدی وقتی تو تنهایی میسوختم
وقتی اومدی که چشم به جاده ها میدوختم
مهمون تموم خلوتام شدی از اون روز
ای حرمت هر نیاز من، ناز تو عشقه

ای حادثه ی شیرین عمرم با تو زنده ام
عمری واسه پیدا کردنت آواز میخوندم
تو هر نت آهنگ دلم تورو میدیدم
تو هر نفسم یاد توأم، یاد تو عشقه

این مهمه که دیدمتو حرفت شنیدم
فهمیدم که بیخودی نبود پیت دویدم
دوری اگه نزدیک اما با منی همیشه
قربون وجودت، اون رخ ماهتو عشقه
مادرم قربون موهاي سپيدت.مادرم فداي اسم نازنينت.تو نباشي مادرم دنيا چه پوچه.
جاي موندن نداره لحظه اي كوچه.مثل خورشيدي به آسمون عالم.كه اگه غروب كنه منم ميميرم.
تو فقط اشاره كن ببين واسه تو حاضرم مرگ رو توي بقل بگيرم.مهربون تر از تو هيچ كسي نبوده.
شعله وجود من بي تو يه دوده.
قيمت بودنم رو عمرت گذاشتي.كي به جز تو لا لايي هامو سروده.
مادرم مرحم دردم اللهي دورت بگردم.تو فقط شريك اشك و بغض و اخم و رنج و خندم.
سايت از سرم نشه كم به خدا بي تو ميميرم.واسه من تو پرو بالي بموني هزار هزار سال.
مادرم قربون دستهاي عزيزت مادرم فداي اسم نازنينت.
تو نباشي مادرم دنيا چه پوچه جاي موندن نداره لحظه اي كوچه.مادرم مادرم.

گلم
گل سنگه گل سنگه دلم واسه گلم تنگه
گل پونه گل پونه دلم بی تو زندونه
گل سنگه گل سنگه دلم واسه گلم تنگه
گل پونه گل پونه دلم بی تو زندونه
گل لاله گل لاله دلم بی پر و بی باله
گل مریم گل مریم سحر پی تو میگردم
گل مریم گل مریم سحر پی تو میگردم
گل یاسمن گل یاسمن شب و شوق و دل و تو و من
گل شب بو گل نازم واست ترانه میسازم
من و سجاده و گل رز من و لاله راز و نیاز
من و طلوع تازه نور من و قبله سنگ صبور
منم فرهاد کوه تیشه شب من کی سحر میشه
من و دعا شب زرین من و باغ و گلی شیرین
منم فرهاد کوه تیشه شب من کی سحر میشه
من و دعا شب زرین من و باغ و گلی شیرین
گل سنگه گل سنگه دلم واسه گلم تنگه
گل پونه گل پونه دلم بی تو زندونه
گل پونه گل پونه دلم بی تو زندونه
گل لاله گل لاله دلم بی پر و بی باله
گل مریم گل مریم سحر پی تو میگردم
سحر پی تو میگردم سحر پی تو میگردم
گل سنگه گل سنگه
پاك و بي آلايشه اون لايق ستايشه دوستش دارم دوستم داره جوون و دلم فداش بشه.
اون واسه من مقدسه عشقش جدا از هوسه.تو بي كسي ديدم كه اون تنها كس يه بي كسه.
سنگ صبور اشكمه زخمهامو اون يه مرحمه از خوبيهاش هر چي بگم قسم به دل بازم كمه.
رونق و نور كلبمه تنها خودش عزيزمه دوريش برام هلاهله اين حرفو ميدونن همه.
يه شب بهم گفت مهربون من ميمونم توام بدون.گفتش بهم اي با وفا يادت نره اين عهدمون.
از بين صد تا كس و كس اون بود برام يه همنفس .
حق داشت ميومن اون كسا عاشق بود و دور از هوس .
حرفهاش بارم حكم حيات شيرين تر از نقل و نبات گفتم بهش ناجيم شدي واسه اينه كه ميميرم برات.

یا هو مددی
منت به سرم نیست بجز منت مولا
یاهو مددی سرور من حضرت والا
یاهو نشود سایه تو کم زسرمن
یاهونظری کن به دل در به در من
یاهو به گدایت بکن از لطف نگاهی
یک عمر پریشانیو از چاله به چا هی
جامی که زدست تو گرفتم شرفم داد
یک دست می و دست دیگر تارو دفم داد
من جز تو کسی را نشناسم که ولی بو
د حق بود علی و فقط او ذکر علی بود
رخصت که شبم خاک در خانه عشقم
صد جان چومن باد فدای ره عشقم
یاهو مددی ازره حق تو بخوانم
تو صاحب من جز تو ارباب ندانم
یاهو مددی کن که سزاوار گدایی
باشیم و تو بر ما زکرم لطف نمایی
دل مست و زمین مست و زمان مست ز جامت
عالم همگی شیفته ی عشق و مرامت
یک تار ز مویت ندهم ملک دو عالم
درویشم و این بس که به نام تو ببالم
نای و نی و دف ذکر علی گوید و خانه ات
بد خواه علی نان به گیتیش نماند
در ملک ما شرب مدام است
طریقت ما مست ساغر حقیم و شریعت


همه میپرسن از من چرا مشکی رنگ عشقه؟
اصلا کی دیدی تا حالا رنگ عشق و مشکی گذاشته
همه میپرسن از من که چرا خونه به دوشی
اصلا بگو که چرا تا حالا یه عمریه مشکی میپوشی
با چه زبونی من داد بزنم مشکی یه رنگه
دیگه چه جور باید ثابت کنم مشکی قشنگه
با چه صدایی فریاد بزنم مشکی یه رنگه
جمال هر چی مشکی پوش با خدا رو عشقه

نور راه
غیر جونم چی رو دارم که به پیشکشت بیارم
فاصله بین ما مرگه، طاقت دوری ندارم

اگه باشم اگه پاشم، اگه هیچ نداشته باشم
اگه کوهم اگه برگم، تشنه ی آب نگاهشم

هرجا من بودم تو بودی، قبله گاه هر سجودی
ساده و پر عشق و عاشق، تلخی رو شیرینی بودی

واسه من خاطره ی تو که به شیرینی عمره
زندگی تازه میده نه، بیشتر از اسم یه عمره

تو برام چراغ راهی، توی اوج بی پناهی
اولین و آخرینی، تو شبام نور یه راهی

نم نم بارون دلمو به اوج رويا ميبره مثل پرنده.
بارون نوازش ميكنه با گلها سازش ميكنه با من ميخنده.
شيرين ترين ثانيه ها به ياد من مياره.رخت لطيف اينه است وقتي تو شب بيداره.
گفتني هاش چه بي شمار اگه كسي بدونه.كتاب نا خونده داره اگه كسي بخونه.
بارون بارون باز نم و نم با زبون ساده ميگه دور نباشيم ما از هم .
قربون مهربونيات فداي نرمي صدات.عمريه چشم به راتم.......

ندیدن ونشنیدن

گفتم شاید ندیدنت از خاطرت دورم کنه
دیدم ندیدنت فقط میتونه که کورم کنه ...
گفتم صداتو نشنوم شاید که از یادم بری
دیدم تو گوشام جز صدات نیستش صدای دیگری ...
ندیدنو نشنیدنت عشقت رو از دلم نبرد
فقط دونستم بی تو دل , پر پر شد و گم شد و مرد ...
بعد از تو باغ لحظه هام , حتی یه غنچه گل نداد
همش میگفتم با خودم , نکنه بمیرمو نیاد
امروز رو محتاج توام , من نمیگم دلم میگه
فردا اگه مردم , نیا , چه فایده نوش دارو دیگه
ندیدنو نشنیدنت عشقت رو از دلم نبرد
فقط دونستم بی تو دل , پر پر شدو گم شد و مرد ...
گفتم شاید ندیدنت از خاطرت دورم کنه
دیدم ندیدنت فقط میتونه که کورم کنه ...
گفتم صداتو نشنوم شاید که از یادم بری
دیدم تو گوشام جز صدات نیستش صدای دیگری ....

نامه رضا صادقی به خدا

........ می دانم جسته گریخته می گویم ، اما فرصتم برای تو و من بودن کم است . تو همیشه می شنوی اما من همیشه درخلوت نیستم . اندکی ، زبونی و کاستی القابی است که خطاب به تو در دعایشان به خویش می گویند اما من می گویم انسان بزرگی هستم چون تودر من دمیده ای ، اگر این گونه نیست ، بگو؟ شاید تکرار (( روزی کم )) در شان این لحظه ما نیست . پس در فکر روزی برای من نباش . عزتم را مگیر ، دعا نمی کنم در خواست می کنم و می خواهم ... ببخش اگر روی گله ام با توست ، چون آدمیان یا طاقت گلایه ندارند ، یا اظهار دانایی بیشتر ، مانع از شنید نشان می شود . سخاوت کلام گویندگان و سفاهت مقام دارندگان ، همه در افکار پیچاپیچ من چون موجی که دیواره اسکله را به فرسایش سوق می دهد ، می ماند . کاش می توانستم فریاد زنم که تو را باید برای تو خواست و نه از ترس تو . لذت شنیدن از رحم و مهربانی ات برایم صد چندان شیرین تر است تا فکر در باره نوع و شیوه که در دوزخم می دهی . آنقدر مرگ برایم مجهول است که دیگر زندگی ام را به نام عذابت ، برخود فشار قبر نکنم . من با تو دچار فلسفه نیستم ، حماقت خواستن ((عمر جاودان))راهم در من نبین من.جای عاشقی را می جویم ، خدا یا با توام حواسم کجاست.
دست منو بگیر که داره اینجا
فرو میره تنم میون مرداب
ببین که تو چشای بی قرارم
نگاه خواهشه بسوی مهتاب

دست منو بگیر ه داره اینجا
پرنده بودنو ازم می گیره
تو آسمونی میدونی پرنده
بدون پر زدن چقدر حقیره

من و پریدن و رهایی تن
یه قصه نیست اگرچه آسمونی
اسارتو میون دست مرداب
غریبیه پرندرو می دونی

برای باور شب شکستم
دلم رضا نمی ده پر امیده
به گوش هر ستاره ی نگاهت
صدای جون سپردنم رسیده
بیا به یمن دلسپاری من
حقارتو بریز تو چشم مرداب
نشون بده که می تونه پرنده
بگیره پر به سوی برج مهتاب

من و عشق شما.من و دست دعا.
منم و يك دل غمگين و بار سنگين من و غم فردا.
منم و يك دل بي قرار تن.منم و يك فصل بهاري بي رنگ.منم و دنيايي بي صدا.انتظاري پر بها كه دلش خوونه.
منم و چند تا قاب عزيز سهراب. منم و لحظه هاي غريب و بي تاب.
منم اون آوازه خون شهرم كه تك و تنها با تو ميخونه.

مستانه و ديوانه به سويت بدوم خانه به خانه.
زد غنچه جوانه يارا تو نشانده اثري يا كه نشانه.
عاشق شده امبيخودم از خود به فدايت سر و جانم.بكنم ياد تو جانم شده اين عشق تمناي روانم.
در حسرت ديدار تو دستان نيازم اي رمز نمازم.
يارا بنما يك نظري سوي نيازم من غرق نيازم.من مست وصال تو شدم عاشق و پروانه شدم.
صائل و ديوانه شدم در طلبت اي گل زيبا دردانه ديبا.

مرهم
کدوم از ما که ميتونه بخوابه
وقتی دل تنگی هامون بی حسابه
هزار حرف نگفته رو لبامون
چشا پی بهانت که بباره
تمام حجت من واسه بودن
تويی از نسل حقيقت يادگاری
بيا آرامش دلهای خسته
تا مرحمی روی زخمهام بذاری
نگاه پنجره به عمق دوره
تو نيستی عشق تو سنگ صبوره
شبستون خيالت با شکوهه
از هر چی رنگ تيرگی به دوره
من حتی با خيالت گور ميگيرم
ميترسم دق کنم بی تو بميرم
من هر شب با ستاره های عاشق
سراغ از حضور تو ميگيرم

ما که توقع نداريم دنيا به کاممون بشه
ليلي غصه کشته‌ي عشق و مراممون بشه
ما که توقع نداريم زندگي زيبا بشه باز
يا کلاغاي قارقاري بيان بشن ترانه‌ساز
به اسم عشق و عاطفه با قلبمون بازي مي‌شه
هر کي با قانون خودش براي ما قاضي مي‌شه
اين روزا هرچي عاشقه رو زندگي مي‌کشه خط
عشق و هوس يه معنيه توي کتاباي غلط
خلاصه دنياي شما براي من خيلي کمه
از اين ديار بي‌کسي رفتن من مسلمه
مي‌رم و هرجا که بشه پرچم مشکي مي‌ذارم
هرکي بخواد بدش بياد با هيشکي تعارف ندارم
لب دريا رو به موجا
روی نيمکت تک و تنها
توی رويا
با خيالت زندگی رو زنده هستم
لب دريا عين موجا
باز به يادت ميخروشم
تا بفهمی خيلی وقته اينجا منتظر نشستم
لب دريا انتظارت
چه قشنگه
همه عمر انتظارت چه قشنگه
دريا بازم منو فرياد ميزنه
ميگه خشکی جای موندن ديگه نيست
بيا دريايی شو
تا ماهی بشيم
اخه ماهی توی آب زندونی نيست
لب دريا انتظارت چه قشنگه همه عمر انتظارت چه قشنگه

ميگن كلاغ غار غاري تو رو چه به باغ در باري.سكه نداري دون ميخواي.عاشق مهربون ميخواي.
خوش بود دلم دوستم داري.ميگن كه تو هم نداري.يه دلخوشي داشتم اونم ازم گرفتن اجباری
پيغوم رسيد كه اون ورا.جا نيست واسه كوچيك ترا.آهاي كلاغ ديونه اينجا جاي بزرگونه.
خوش بود دلم يه كسي هست.يه عمر ميشه به پاش نشست.
نشست به پاش و مرد براش غار غاري كرد تو سر سراش.
بايد فرار كنم.دلمو آخه چي كار كنم. چه خاكي من بر سر اين تك دل بيقرار كنم.
پيغوم رسيد كه اون ورا.جاي نيست واسه كوچيك ترا.آهاي كلاغ ديونه اونجا جاي بزرگونه.
برو اين ورا پيدات نشه.كسي عاشق صدات نشه.كور شو نبيني تا كسي شيفته نگات نشه.
آهاي كلاغ غارغاري تو رو چه به باغ درباري.

كاشكي بودي و ميديدي ذره ذره جون سپردم
دوريت برام يه سمه قطره قطره هي ميمردم
كاشكي بودي نميذاشتي كه منو از من بگيرن
كاشكي بودي نميذاشتي گلهاي باغچه بميرن
آرزومه كه يه روزي توي كلبه مون من و تو پاي دل همديگه پير شيم فقط و فقط من و تو
آرزومه هر دو با هم سقف كلبمون بسازيم زير سقف آرزوها به همه مردم بنازيم
كاش ميشد منو بفهمي درد پنهونم بدوني
حرف عمري خستگي رو از توي چشمهام بخوني

اونيكه يه عمري ايستاده منم. اونيكه واسه تو جوون داده منم.
اونيكه ميگرده و ميخونه واسه مردم تو غمش شاده منم.
اونه كه قلندر شهره و كارش به كسي نيست تويه اين شهر به اين بزرگي يك همنفسي نيست.
اونيكه نديده به جز تو يار و همدم و مونس جز تو اي خداي خوبم تو وجود من كسي نيست.
اونيكه هميشه همراز دلم بود تويي اونيكه دلم فقط پيش تو آسود تويي
اونيكه به خاطرت با همه جنگيد منم اونيكه واسه تو از همه ستم ديد منم.


قصه عشق
من از هزار سال خستگی
از کنج زندون اومدم
دلم کویر غربته
به عشق بارون اومدم
غرور تیکه تیکمو
می خوام که مرهم بذارم
غصه های یه عمرمو
رو دوش عالم بذارم
من پی دست پاکی ام
غبار قلب پیرمو
پاک کنه و رها کنه
رویا های اسیرمو
می خوام که از یاد ببرم
هرچی ازم گرفته شد
می خوام فراموش بکنم
هرچی رشتم پنبه شد
خنده تلخ آدما
همیشه از دلخوشی نیست
گاهی شکستن دلی
کمتر از آدم کشی نیست
گاهی دل اونقدر تنگ میشه
که گریه هم کم میاره
یه حرف خیلی ساده هست
گاهی چقدر غم میاره
بالا رفتیم ماست بود
اون پایینا دوغ بود
غصه عشق ساده
انگار همش دروغ بود
قصر آبی
می خوام یه قصری بسازم
پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی و
یه شب مهتابی باشه
می خوام یه قصری بسازم
پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی و
یه شب مهتابی باشه
می خوام یه کاری بکنم
شاید بگی دوسم داری
می خوام یه حرفی بزنم
که دیگه تنهام نذاری
می خوام برات از آسمون
یاسای خوشبو بچینم
می خوام شبا عکس تو رو
تو خواب گلها ببینم
می خوام که جادوت بکنم
همیشه پیشم بمونی
از تو کتاب زندگیم
یه حرف رنگی بخونی
امشب می خوام برای تو
یه فال حافظ بگیرم
اگر که خوب در نیومد
به احترامت بمیرم
امشب می خوام تا خود صبح
فقط برات دعا کنم
برای خوشبخت شدنت
خدا خدا خدا
خدا کنم
می خوام تو رو قسم بدم
به جون هر چی عاشقه
به جون هرچی قلب صاف
رنگ گل شقایق
یه وقتی که من نبودم
بی خبر از اینجا نری
بدون یه خداحافظی
پر نزنی تنها نری
یه موقعی فکر نکنی
دلم واست تنگ نمی شه
فکر نکنی اگه بری
زندگی کم رنگ نمی شه
اگه بری شبا چشام
یه لحظه هم خواب ندارن
آسمونای آرزوم یه قطره مهتاب ندارن
راستی دلت میاد بری
بدون من بری سفر
بعدش فراموشم کنی
برات بشم یه رهگذر
اصلا بگو که دوست داری
اینجور دوست داشته باشم؟
اسم تورو مثل گلا
تو گلدونا کاشته باشم؟
می خوام که تا خود صبح
فقط برات دعا کنم
برای خوشبخت شدنت
خدا خدا خدا
خدا کنم
قاصدك هان چه خبر اوردي.از كجا از كه خبر آوردي.خوش خبر باشي اما
اما گرد با باور من بي ثمر ميگردي.انتظار خبري نيست مرا .نه زيادي نه دگر يار دياري
برو آنجا كه بود چشم و گوشي با كس .برو آنجا كه ترا منتظرند.قاصدك در دل من همه كورند و كرند.
دست بردار از اين در وطن خويش غريب.قاصد تجربه هاي همه تلخ.با دلم ميگويد كه دروغي تو دروغ .كه فريبي تو فريب
راستي جايي خبري هست هنوز .مانده خاكستر گرمي جايي.در اجاقي طمع شعله نميورزد.خردك شوري هست هنوز.قاصدك ابرهاي همه عالم شب و روز در دلم ميگريد

اخر يه روز دق ميكنم فقط به خاطر تو.
دنيا رو عاشق ميكنم فقط به خاطر تو.
سر به بيابون ميزنم فقط به خاطر تو.
رو دست مجنون ميزنم فقط به خاطر تو.
تو نمي خواي بيايي پيشم فقط به خاطر من.
من ولي سرزنش ميشم فقط به خاطر تو.
عشقمو پنهون ميكني فقط به خاطر من.
من دلمو خون ميكنم فقط به خاطر تو.
از خوبيات كم ميكني رشته رو محكم ميكنم.
تو خودتو گم ميكني من خودمو گم ميكنم.
شعله رو خاموش ميكني شب رو فراموش ميكنم.
تو خنده هات غم ميزني فقط به خاطر من.
دنيا رو بر هم ميزنم فقط به خاطر تو.
يه روز ميشم بي آبرو فقط به خاطر تو.
قربونيه يه جستجو فقط به خاطر تو.
تو هم يه روز ميري سفر فقط به خاطر من.
خيره ميشم چشام به در فقط به خاطر تو.
به من ميگي,تو ديونه فقط به خاطر من.
جملت به يادم ميمونه فقط به خاطر تو.
تو منو ويرون ميكني فقط به خاطر من.
قلبمو ويرون ميكنم فقط به خاطر تو.
ناز ميكني براي من فقط به خاطر من.
من ميشينم به پاي تو فقط به خاطر تو.
ميري سراغ زندگيت فقط به خاطر من.
من ميسوزم به عشق تو فقط به خاطر تو.
تو منو يادت نمياد فقط به خاطر من.
دلم كسي رو نميخواد فقط به خاطر تو.
گفتي برو از پيش من فقط به خاطر من.
مي رم به احترام تو فقط به خاطر تو.
اخر يه روز دق ميكنم فقط به خاطر تو.
دنيا رو عاشق ميكنم فقط به خاطر تو

شهر سپید:
جون می کَنيم تو زندگی ، حس می کنيم که زنده ايم
جوونيها رو باختيم و فکر می کنيم برنده ايم
نشون ميديم که کوهيم و هيشکی حريفمون نشد
کوه شدن اختياری نيست ، زندگی مهربون نشد
تا يک شکسته می بينيم واسش چه اشکا روونه
خودمونم خوب ميدونيم که از دل تنگمونه
دل می شکنيم ، می سوزونيم ، اصلاً مهم نيست واسمون
اما تا ما رو ميشکنن ، می ناليم از دست زمون
ظاهر ِ کارم که شده ، قهقهمون به آسمون
کُلّی بروبيا داريم ، اما چقدر بی همزبون
گول میزنيم خودمون رو به آب و رنگِ زندگی
عاشقی رو ميخوايم ولی برای رفع خستگی
به سادگی دل می ديم و به سادگی دل می کَنيم
واسه يه لحظه دلخوشی به هر دری در ميزنيم
روز و شبامون ميگذرن بی خبر از دلِ پير شده
يادش بخير جوونی رو وقتی ميگيم که دير شده
با همه ی اون برد و باخت ، بايد که که از نو زد و ساخت
بايد با يار آشتی کرد ، بايد که عشقو خوب شناخت
جمله ی دوستت دارم رو بايد به جاش گفت و شنيد
دارو باشیم نه داروغه باید به آیینه رسید
جمله ی دوستت دارم رو بايد به جاش گفت و شنيد
دارو باشیم نه داروغه باید به آیینه رسید

و اینگونه بود سیاه پوش شهر سپید دلان مشکی را رنگ عشق
وعشق را رنگ زندگی دانست
باشد که دارو باشیم نه داروغه آن سان که مشکی پوشیده ایم

باز شور عشق منو برد سوی اوج
باز سوی اون خاطرات زيبا
باز ياد اون لحظه ها رويا ها
باز سوی نيمكت و دريا
باز با تو شب زير نور مهتاب
مهتابی كه واسه ما ميتابيد
موجهای دريا آروم ميگرفت
با صدای ما ميخوابيد
باور بودنم ای همه كس
عشق من و تو چون ابرا رهاست
ما شب مهتاب و رويا بوديم
فرياد عشق بی صداست
بی تو يه عمری بود زنده بودم
با تو دونستم كه زندگی هست
حتی نگاه پر از حرف تو
عالم و عشق به ديدست
هر ثانيش خاطرست
عاشقانه لب دريا
عاشقانه توی رويا
آرزوی خوب بودن
با هم و از هم سرودن

رؤیای شیرینم، امید دیرینم
من اوج خوشبختی خود را در تو میبینم
ای تو درون من، ای روح بخش تن
ای عشق و احساس و محبت را تویی معدن

گر دوستان و آشنایان چشم من باشند
تو در من چون نفس هستی
بی چشم حتی میشود این زندگانی را گذر کرد
بی نفس هرگز

هرچی که دارم مال و منالم
آشتی و جنگم، قدرت سنگم
این دل تنگم، این دنگ و فنگم
مال شما

عمری که دارم، نور شب تارم
دل بیقرارم، چشم انتظارم
همه کارو بارم، آروم و قرارم
مال شما

بذارید بخونم، عاشق بمونم
عشقم مال خودم باشه
صدام واسه شما، خدام واسه خودم
مهرش توی دلم باشه

نقش خیالش، اوج جمالش
همیشه در نظرم باشه
نذارید بسوزم، چشم به در بدوزم
توی جوونی کمرم تا شه

دیوانه زنجیری
دیوانه زنجیری ای چه با خود درگیری
او مال تونه نه بس بوده یک کس دیگه
ای ساده بیچاره دنیا بازی بازاره
او هم یکی از بازیانه تلخ زمانه
دیوانه زنجیری ای چه با خود درگیری
او مال تونه نه بس بوده یک کس دیگه
ای ساده بیچاره دنیا بازی بازاره
او هم یکی از بازیانه تلخ زمانه
او هم یکی از بازیانه تلخ زمانه
دیوانه زنجیری دیوانه دگر پیری
دیوانه زنجیری دیوانه دگر پیری
دنبال یه یار دگه باش تو این همه یار
داد بزن من با یاری یک دلبر و غمخواری
داد بزن من با یاری یک دلبر و غمخواری
یک مرحم گرم و مطمئن به این دل بیمار
حالا یه همسفر مباته پای صفر مباته
همسفر مباته پای سفر مباته
دستان پاک و مهری بیکش مال ترمباته
همسفر مباته پای سفر مباته
همسفر مباته پای سفر
زنده باد عشق زنده باد هر چی جوان عاشقه
زنده باد عشق زنده باد هر چی گل شقایقه
زنده باد عشق زنده باد عشقی که پروانه تکاند
زنده باد عشق عشقی که عاشق و دیوانه تکاند
بین ما که عاشقه کشته شقایق
بین ما که عاشقه کشته شقایق
این سوال و مزحمه بین ما که عاشقه؟
زنده عاشقیم که مرد خطرم
مرد مردانگی اهل سفرم
عاشق آنه که تو سختی جا نزد
توی بی کسی خدا صدا بزد
زنده عاشقیم که مرد خطرم
مرد مردانگی اهل سفرم
عاشق آنه که تو سختی جا نزد
توی بی کسی خدا صدا بزد
زنده باد عشق زنده باد هر چی جوون عاشقه
زنده باد عشق زنده باد هر چی گل شقایقه
زنده باد عشق زنده باد عشقی که پروانه تکاند
زنده باد عشق عشقی مه عاشق و دیوونه تکاند
بین ما که عاشقه کشته شقایقه
بین ما که عاشقه کشته شقایقه
این سوال و مزحمه بین ما که عاشقه؟

دو تا قلب
دو تا قلب و دو تا لبخند
دو تا عشق و دو تا دلبر
دو تا مهر و دو تا احساس
دوتا باغبون گل ياس
دو تا رمز عشق ما بود
اون دوتايي که زياد بود
اما انگار اون دو تاها
بند دست پست باد بود
دوتا رو تنها گذاشتي
کندي هرچي رو که کاشتي
واسه رمز دوتاي عشق
حرمتي به جا نذاشتي
چقدر با تو گريه کردم
چقده گفتم که خستم
چقده گفتم بهارم
پاي عهدمون نشستم
نم نم بارون چشمام
هم مي خوندي هم ميديدي
ناله هاي زخم عشق رو
نه دونستي , نه شنيدي
مهربون عاشقي تنها
گفتن دوست دارم نيست
باغ من خشک شد و پژ مرد
خواسته عشق تو کم نيست
دو تا پيش من ميمونه
تو برو هرجا تونستي
اما يادت نره عمرم
قدر دو تا ندونستي
قدر دو تا ندونستي
خلوت بي تو معنا نداره.اينجا بدون نازنينم صفا نداره.صبور و پاكي .قرمز قرمز.
آبي دريا پيش تو جلا نداره.طلاي ناب روزگار تا تو مياي مياد بهار.كوير دردم بي تو عشق.
ابري شو و تنم ببار.بي تو نوايي ندارم.سوز صدايي ندارم.بيا تا تو لحظه بغض.
سر روي شونت بذارم.من كه كسي رو ندارم جز تو كه ياورم باشه.
تو اين هيا هوي زمون اميد آخرم باشه.همه تنم شوق تو و شور نگاه تو داره.
نپرس چرا خيس چشام .دست خودم نيست ميباره.

پنجره
پنجره چشمای تو وقتی به چشمام وا میشه
نمیدونی توی وجودم چه غوغایی میشه
لحظه ای که تو با منی آتیش به جونم می زنی
گر میگیره جون وتنم وقتی که میگی بامنی
نه ميتونم بگم برو نه ميتونم بگم بمون
آخه من اينجام رو زمين ، تو اوج ِاوج ِ آسمون
بيشتری از يه آرزو ، فراتر از يه خواستنی
عشق تو ، تو خون منه ، ای عشق ناگسستنی
وقتی که چشمات خيس شدن طهارت عشق رو ديدم
زمزمه های قلبِ تو با گوشهای دل شنيدم
يه سايه پا به پای من ، به خوب و بد راضی شدی
با من ديوونه ترين چه ساده همبازی شدی
نه ميتونم بگم برو نه ميتونم بگم بمون
آخه من اينجام رو زمين ، تو اوج ِاوج ِ آسمون

پناه آه من
اسمت هميشه تو صدامه تا آخر عمر باهامه تو نگاهمه يا تو صدامه
قلبم از عشق تو بي قراره پائيزم با تو بهاره ... يه بهاره ... يه بهاره
دنيا براي من يه حرفه دل سرده مثل برفه ... يه حرفه ... يه حرفه ... يه حرفه
فردا معني برام نداره دل بي تو بي قراره ... بي قراره... بي قراره
اين من يه مجنون و آواره كه كسي رو نداره... كسي و نداره... كسي و نداره
بودش با نبودش فرق نداره تنها يارش يه گيتاره ... يه سه تاره ... يه گيتاره
تويي تو پناه مني تو پناه آه مني
شب سياه من و تو بي روزن
تو سكوتمي صدات و عشق مني خدا
به خونه دل چراغ روشن
هر جا بگي برو مي رم هر چي بگي بگو ميگم
حتي اگه به قيمت جون باشه
ذره ذره آب ميشه دلم ميشه بي تاب ميشه
اگه توي لبهام زندون باشه

صداي بارون و بهار .صداي قلب بي قرار.شكوه ياس و نسترن.سبزه و گل برگ و سه تار
صداي من صداي تو صداي ما ميره آسمون.ميگه به من ميگه به تو بهار اومد پاشو مهربون
صداي قدمهاي بهار مياد از كوچه ها .صداي خنده مردم ميشكفه تو خونه ها
قه قه بلبل سرمست چمن سر ميزنه.جيك جيك ناز لطيف بچه ها تو لونه ها

از تو و از مهر تو چون دم زنم
عشق تو آمیخته شد در تنم
محض تو از کون و مکان بگذرم
سرور عشقی و تویی سرورم

قبله ی من بعد خدایم تویی
مصرع شیرین دعایم تویی
منبع تفسیر هم السابقون
عشق تو در من شده حد جنون

کیست که چون تو بدهد هرچه هست
تا که رها گردد از این خاک پست
صد تن چون من به فدای وجود
نام علی ارث تو در تارو پود
من اگر از عشق تو پر گشته ام
از شرر عشق تو گر گشته ام
پرتو لطفت به دل من بتاب
کیست که گیرد ز من این عشق ناب؟!

وارث شمشیر دو پیکر بحق
بنده ی آزاده ی رب الفلق
آنگه وصلت که خدایت که خواست
گر لقبش هشت بگویم رواست

قبله ی هر اهل دلی کوی تو
هر نفسم هدیه ی یک موی تو
عزتم این بس که تورایم سپر
حرمت عشقی و جلالی دگر
صداي بارون و بهار .صداي قلب بي قرار.شكوه ياس و نسترن.سبزه و گل برگ و سه تار
صداي من صداي تو صداي ما ميره آسمون.ميگه به من ميگه به تو بهار اومد پاشو مهربون
صداي قدمهاي بهار مياد از كوچه ها .صداي خنده مردم ميشكفه تو خونه ها
قه قه بلبل سرمست چمن سر ميزنه.جيك جيك ناز لطيف بچه ها تو لونه ها

با خودم گفتم خداوند که منبع عشق و مهرباني است پس چرا پارچه روي خانه کعبه از رنگ مشکي است. پس منبع عشق با رنگ عشق پوشيده شده . يکي ديگر از دلايلي که مشکي رنگ عشقه مثل رنگ چشاي مهربونت رنگ چشمان مادرم بود و ديگر اينکه همه مردم شب را با رنگ سياهش ميشناسند خداوند هم اول شب را آفريد و بعد روز رايا اصلا چرا خانه‌ي خدا در شهري که انسانهايش سياه پوست هستند ساخته شده؟! اين‌ها همه الهاماتي هست که وجود داره.
ماه و ستاره‌اي که همه‌ي شعرا و عرفا ازش حرف مي‌زنند به زيبايي و نشانه‌بودن تا عظمت مشکي پشتش نباشه معلوم نيست. ستاره با همه‌ي زيبايي و بزرگي‌اش وقتي صبح مي‌شود ديگر نيست!
در واقع سياهي مثل يک مادر هست که ستاره‌ها رو در آغوش گرفته و به همه نشان مي‌دهد. وقتي سياهي نباشه ديگه هيچ چيز نيست!


مشکی رنگ عشقه

ناجی رضا صا دقی
می گفتم با خودم دیگه بریدم
دیگه تا آخر جاده رسیدم
نفس های ضعیف آخرین بود
فقط غم تنهاییهام یاری بود
تمام لحظه هام حسرت وافسوس
من و بغض وشب وسوسوی فانوس
وقتی که همه تنهام گذاشتن
دلم کندن همه پا روش گذاشتن
تو روزایی همه دوری ودوری
هزار سال خستگی عمری صبوری
روزی که حتی سایم دشمنم بود
لحظه ای که وقت مردنم بود
یکی پیدا شد و قفس را وا کرد
تو اوج بی صدایی ها صدام کرد
یکی اومد که دوست داشتن میفهمید
منو از اون من مرده جدام کرد
نمی خوام که بره هیچ وقت زدستم
فقط اون میدونست که خیلی خستم
همه گلدونا رو دوباره اون جون داد
گلای بی زبون رو دوباره زبون داد
تو روزایی که وقت مردنم بود
روزای تلخ حسرت خوردنم بود
وقتی که نفس یاری نمی کرد
همش اشک وهمش رنج وهمش درد
تو روزایی همه دوری ودوری
هزار سال خستگی عمری صبوری
روزی که حتی سایم دشمنم بود
لحظه ای که وقت مردنم بود
یکی پیدا شد و قفس را باز کرد
تو اوج بی صدایی ها صدام کرد
یکی اومد که دوست داشتن میفهمید
منو از اون من مرده جدام کرد

عاشقم من عاشقی بيقرارم
کس ندارد خبر از دل زارم
ارزويی جز تو در سر ندارم
من به لبخندی
از تو خرسندم
مهر تو ای من آرزومندم
بر تو پای بندم
از تو وفا خواهم
من ز خدا خواهم
تا ز رهت بازم جان
تا به تو پيوستم
از همه بگسستم
بر تو فدا سازم جان
عاشقم من

دلم ميخواست بازم تو رو يه شب تو خواب می ديدمت
مثل گلای نيلوفر از روی آب ميچيدمت
بازم ميشد با هم ديگه کنار دريا بشينيم
يا بپريم به اسمون ابی عشقو ببينيم
دلم ميخواست با هم ديگه تنهايی رو قال بذاريم
دل بکنيم از اين قفس برای هم بال بذاريم
سر بذاريم رو دوش هم برای هم گريه کنيم
با همه مهربون باشيم دو رنگی رو دار بزنيم
به مرکز عاشق شدن نقطه پرگار نزنيم
بگيم به هم از دل و جون من ميمونم توام بمون
نريم سراغ ديگرون پا نذاريم رو قولامون
اگه يکی مون بميره اون يکی ياری نگيره
عاشق بمونه تا که هست چون که به عهدش اسيره
يعنی اينا خياليه فقط يه قاب خاليه
داشتن تو برای من آرزوی محاليه
کاشکی ميشد که روياها رنگ حقيقت بگيرن
تموم درد و غصه ها تو چاه نفرت بميرن
کاشکی ميشد که تا ابد من و تو مال هم باشيم
برای پرواز از قفس پر های بال هم باشيم
دلم ميخواد بازم تو رو يه شب تو خواب می ديدمت

به کی بگم که دوريت خواب شبامو برده
همين روزاست بهت بگن چشم انتظارت مرده
به کی بگم غم تو
حسابی داغونم کرد
غصه دوری تو خسته و حيرونم کرد
کی باورش ميشه
من خون آبه گريه کردم
عمر و جوونی هامو به جاده هديه کردم
گلای ياس و مريم
شاهد اين گذارن
ميخوام که زندگی کنم اگه اونا بذارن
دلم برات چه تنگه
دنيا دلش چه سنگه
ميدونه خيلی پيرم ميخواد باهام بجنگه
دنيا حسابی ما رو دور خودش دونده
صبرم زياده اما عمری ديگه نمونده


وقتی نمیبینم تو رو :
دلم برات تنگه عزیز یادی نمیکنی ز من
دارم دیوونه می شم و نمی بینی نیاز من
می خوام ببینمت ولی فاصله از من تا خداست
خودم هزار و یک طرف همه حواسم به شماست
وقتی نمی بینم تورو چشمامو واسه کی بخوام
نفس برام سمی می شه هوا رو واسه کی بخوام
انگار نه انگار که دلی برای بودن تو بود
رفتی و بین آدما شدم یکی بود و نبود
یه جور واقعی تو رو حس می کنم توی تنم
به جون تو بدون تو دیگه دارم دق می کنم
صورت ماه تو عزیز دیوارای خونه شده
هر کی میبینتم میگه طفلکی دیوونه شده
تو رو خدا راضی نشو بیشتر از این هدر بشم
دیگه بسه راضی نشو این جوری در بدر بشم


کما :
تو میتونی منو از پا درآری
تو میتونی که اشکم در بیاری
فقط تویی که میتونی عزیزم
منو عمری توی کما بزاری
تو میتونی که روحم رو بپاشی
تو میتونی دوستم نداشته باشی
آره تویی که میتونی عزیزم
بری لحظه ای یاد ما نباشی
ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از دلم هواتو
ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از من خاطراتو
تو میتونی نبینی خستگیمو
تو میتونی نفهمی بچگیمو
تو میتونی که نادیده بگیری
تمام لحظه های زندگیمو
بی وفایی تو خونته میدونم
میتونی بگذری اینم میدونم
میدونم میتونی بشکنی ساده
دل و حرمت هر چی هست میدونم
ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از دلم هواتو
ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از من خاطراتو

دل سنگی:
خودمو گول میزدم توی دو رنگی
نمیخواستم ببینم اون دل سنگی
می دیدم داشتی یواش یواش می رفتی
اما خواستم خوش باشی توی زرنگی
هی می گفتم دل خوش فردا می مونم
واسه خوندن تو بودی تنها بهونم
هی می گفتم به خودم همش خیاله
همه این حرفا یه شوخیه می دونم
تو چشات برقی نبود مثل گذشته
تازه فهمیدم از این حرفا گذشته
من همونیم که بودم تو داری عوض میشی
من همونیم که بودم تو داری عوض میشی

خودم میخوام دلم راضی نمیشه
خودم میخوام دلم میگه نمیشه
تو از من دور شدی واسه همیشه
خودم میخوام دلم راضی نمیشه
هر چی به دل میگم دل میگه بسه
میگه درها ی عاشقی رو بسته
میگه فکر نکنی هنوز نشسته
خودم میخوام ولی دل میگه بسه
دلم میگه که خواستنت فریبه
نگاهام دیگه با نگات غریبه
نمیخواد که دوباره دربه در شه
آخه دلم هنوز پاک و نجیبه
خودم میخوام ولی دل روبرومه
میگه عاشقی تنها ابرومه
نبر آبروی عشقی دوباره
طاقت زخم تازه ای نداره
خودم میخوام آره میخوام
خودم میخوام دلم راضی نمیشه

بغض نکن
بهاره من.
بغض تو آبم ميکنه.
دونه اشکهای چشات خرد و خرابم ميکنه.
بغض نکن که قلب من تو سينه پر پر ميزنه.
آخه اين چشمهای تو تمومه دنيايه منه.
تو چشات که اشک مياد يه جورايی ديونه ميشم.
صد هزار آباديم باشه يه ويرونه ميشم.
دست تو, تو دستمه ديگه مهم نيست چی كمه.ش به جونم ميزنه.
وقتی اشك تو چشماته دنيا سرم خراب ميشه.
دشت سر سبز نگات يهو برام سراب ميشه.
بغض تو مثل يه خنجر تيكه پارم ميكنه.
بغض نكن غم چشات داره بی چارم ميكنه.
من ميخوام كه چشم تو زلاله افتابی باشه.
من باشم تو باشی وشب مهتابی باشه.
هر چی گفتی تو باشه
حتی اگه به قيمت سوختن و شكستن و عمری بی تابی باشه...........
بغض نكن

بازم من بازم تو :
بازم من بازم تو باز از نو روی یک خط و یک جا و با هم
تو اونجا من اینجا دو نزدیک و نزدیکیم اما دوریم از هم
نه تو حرف من نه من حرف تو میخونی و میخونم
نه تو قصد من نه من قصد تو میدونی و میدونم
نبودت یه درده بودنت یه درده
شدم از روی قصه یه اجیر و برده
نه تو منو میفهمی نه یه روح رحمی
بگو عاشقی برگرده
کی میگه عشق عذابه کی میگه خوشی تو خوابه
چرا نمیخوای بفهمی که حال و روزم خرابه
دیگه بسه بازی نمیخوای بسازی
دلم عاشقی بیتابه


یادته اون روزای کودکی

نامه می دادیم به هم یواشکی

یادته خونه می ساختیم روی آب

یه کاغذ و سقف پولکی

همیشه می خندیدیم از ته دل

یادته گریه می کردیم الکی

تو می گفتی مثل باغ پولکی

من می گفتم مثل باغ میخکی

هیچ کس نمی تونست ما رو

جدا کنه از هم حالا با هر کلکی

آره بچه بودیم مست خیال

اما عشقمون نبود دروغکی

حالا ما دو تا بزرگ شدیم

می دونم بی دل شدی راس راستکی

تو می گی عشقت باغ غزله

اما تو هنوز یه باغ پولکی
هرکاری کردم که تو رو گم کنم از خاطره هام
به در بسته خوردم باز از تو گم شد لحظه هام
- خاطره های با تو بودنت چه جور فراموشش کنم
دلی که تو آتیش زدی چه جوری خاموشش کنم
ـجای نگاتو پر نکرد هیچ کسی با هر چی که بود
انگاری تو خون منی تو پوست و گوشت و تاروپود
-دروغ نمی گم بعد تو خیلی ها رفتنو و اومدن
اما توی نگاه من هیچ کدومشون تو نشدن
-جای نگاتو پر نکرد هیچ کسی با هرچی که بود
انگاری تو خون منی تو پوست و گوشت و تارو پود
-دروغ نمی گم بعد تو خیلی ها رفتنو و اومدن
اما توی نگاه من هیچ کدومشون تو نشدن
-فکر نکنی ازت می خوام بیایی و با من بمونی
اینارو گفتم که فقط صداقتم رو بدونی
-من نمی خوام که مثل تو هرزی باشم توی دمن
من عاشق عشق می مونم من عاشق عشق می مونم
من عاشق عشق می مونم من عاشق عشق می مونم
تو دیگه مردی واسه من

بابا بی خیال دیگه ناز کردنم حدی داره
ما که رفتیم تازه بعد ما می دونی که دوستتون داره
تو چی بودی جز یه نکبت
حقتو خوب گرفتی گرفتی
تو مثل یه آدمخوار زالو خونمو می مكيدي
حق نفرینم نبودی
اگه بودی نفرینت می کردم
تو رفتی و من موندم اشک و آه و سردم
واسه من یکی مثل تو چه فراوونه و فته
تو چی فکر کردی که رفتی
تو لیاقتم نداری که از تو من تقاص بگیرم
تو این فکر نباش که یه روز برات بمیرم
این خواهش آخر اونم اینکه نازنینم
برو اما رفتنی که تا ابد تورو نبینم
ای گل شکسته ساقه
گلی که تنها تو باغه
راز تنهايی خود گو
نکنه آفتابه داغه
نکنه ميلرزی ا ز درد
يا ميلرزی از سوز سرد
باغبونت کجا رفته
چرا رفت و تو رو ول کرد
گل زيبا چرا خوابی؟
يا که در حسرت ابی
مثل يک ماهی که مونده
جدا از دريای ابی
رنگت ای گل چرا زرده
کی تو رو اين جوری کرده
افتاب رو هيچ نميبينی
ابر تيره شده پرده
ديگه حتی يک گلم نيست
ديگه ياس و سنبلم نيست
ديگه افتاب نمی تابه
ديگه حتی بلبلم نيست
نکنه يه وقت بميری
روتو از ما بر نگيری
دوست داری بری از اينجا
اما نه تو خواب اسيری
اما من ميخوام بسازم
دوست دارم باغ رو بسازم
سبزی رو برات بيارم
اينجا رو از نو بسازم
ما دو همراه ابرا
ما رودا و جويبارا
من فقط به خاطر تو زندگی ميارم اينجا

سهراب
گر گرفتم عاقبت از آتشت ای نازنین
تا به کی در حسرت دیدار تو شیرین ترین
تا به کی در حسرت دیدار تو مانم بگو
پس چرا حرفت نگویی ای عزیز ما

من کجا و تو کجا
من صدا و تو خدا
با توام دردآشنا
بر غریبی آشنا

یاد آن شاعر فرزانه که گفت
عاشقی یعنی دچار
فکر کنم فکر کنم فکر کنم شدم دچار
به سراغ من اگر می آیی
نرم و آهسته بیا
مبادا مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

ماهی دل خسته منم
بی كس و بی هم نفس
خونه من تنگ ولی
فرقی نداره با قفس
تو خونه خالی من
مرده هوای تازگی
ديگه نفسهای منم گرفته بوی كهنگی
دستهای خشم ماهی گير رود رو واسم كرده يه تنگ
كی حرفهامو گوش ميكنه حرف منه خسته گل
نشسته احساس سكون
رو تن بی حرارتم
يه روز رها بودم ولی
مرده ديگه جسارتم
تموم لحظه های من ساكت و تكراری شده
تو رگهای خشك تنم غصه و غم جاری شده
همه ربيدن از من و فقط تويی كه با منی
بيا بيا بی هدفم ميون قفل اهنی

لب دريا رو به موجا
روی نيمکت تک و تنها
توی رويا
با خيالت زندگی رو زنده هستم
لب دريا عين موجا
باز به يادت ميخروشم
تا بفهمی خيلی وقته اينجا منتظر نشستم
لب دريا انتظارت
چه قشنگه
همه عمر انتظارت چه قشنگه
دريا بازم منو فرياد ميزنه
ميگه خشکی جای موندن ديگه نيست
بيا دريايی شو
تا ماهی بشيم
اخه ماهی توی آب زندونی نيست
لب دريا انتظارت چه قشنگه همه عمر انتظارت چه قشنگه

قسم به چشمات بعد از این جز تو گلی بو نکنم
جز به تو و به خوبیات به هیچ کسی خو نکنم
قسم به اسمت که تو رو تنها نذارم بعد از این
اسم تو را داد میزنم تا دم دمای آخرین

قطره قطره خونمو یکجا به نامت میکنم
دلخوشی های دنیا رو خودم به کامت میکنم
میبرمت یه جای دور میشم واست سنگ صبور
برات یه کلبه میسازم پر از یه رنگی پر نور

روح و دل و جون و تنم نذر نگاهت میکنم
دنیاها رو فدای اون صورت ماهت میکنم
هر چی که باختی مال من هر چی که بردم مال تو
دفتر شعر پیرمو وقتی که مردم مال تو

قسم به چشمات بعد از این جز تو گلی بو نکنم
جز به تو و به خوبیات به هیچ کسی خو نکنم
قسم به اسمت که تو رو تنها نذارم بعد از این
اسم تو را داد میزنم تا دم دمای آخرین




ساغر

ساغر مستی من همه هستی من
قصه کبوتر عشق که نشستی دل من
همه بود ونبود بهترین شعر وسرود
تو عزیزی واسه کویر قلبم نه سرود
شب و روزم ساز وسوزم خط به خط غزل غزل
تو رو خوندن با تو موندن دل به دل بغل بغل
تو به شیوایی عشقی به زلالی یک نگاه
هم سفر با من دیوونه تا انتهای راه(2)

ساغر مستی من همه هستی من
قصه کبوتر عشق که نشستی دل من
همه بود ونبود بهترین شعر وسرود
تو عزیزی واسه کویر قلبم نه سرود

چشم چشم دو ابرو
چشم چشم دو ابرو دماغ و دهن يه گردوحالا بذار دو تا گوش موهاش نشه فراموش
چوب چوب يه گردن اينم يه گردی تن پا پا انگشت پا دست دست انگشت دست
چشم چشم دو ابرو دو ابروی كمونی
چشم چشم دو ابرو دو چشم آسمونی
چشم چشم دو ابرو چشمهای خيس هر شب
من,تو يه فرياد
اسم تو عمری بر لب
دست دست دو تا دست دو دست عاشقانه
دو دست پاک و پر مهر يه حس عاشقانه
پا پا دو تا پا دو پای لخت همراه
همراهی قرص و محکم حتی تا خونه ماه
قلب قلب دو تا قلب دو قلب قفله در هم
دو قلب مست و عاشق عشقی فرا از عالم
جسم جسم دو تا جسم دو جسم اما با يک روح
يه روح اسمونی بلند چو قله کوه

به درک
طلسمو بايد بشکنيم ما هم بشيم مثل همه
حالا گه بي وفاييه ما بي وفاتر از همه
هيچکسي غير از خود ما به داد ما نمي رسه
عاشقيا رو هم ديديم به هوسه يه بار بسه
عاشقي تو دوره ما والا سر و ته نداره
چيز به اين بي ارزشي به به و چه چه نداره
کوير خشک دلمون ديگه زده هزار ترک
غم ديگه بسه نازنين هر کي نمونده به درک
چاکر هر چي بامرام مخلص هرچي باوفا
در به در و هلاک يک همدم پاک باصفاس
خلاصه اين که نازنين گذشته ها رو بيخيال
پرواز عشقه باوفا حتي بدون پرو بال
عاشقي تو دوره ما والا سر و ته نداره
چيز به اين بي ارزشي به به و چه چه نداره
کوير خشک دلمون ديگه زده هزار ترک
غم ديگه بسه نازنين هر کي نمونده به درک

بريم يه جايي كه فقط من و تو باشيم و دعا يه جايي اندازه ما به قدر ما نور و هوا.
يه جايي كه غم نباشه فرصتمون كم نباشه.نفس سرش سم نباشه .نفرتي از دم نباشه.لقمه نون حلال و پاك.سبزه و يك گلدون و خاك
كلبه و حوض و چمن خدا و عشق و تو و من
دواي دردا ناله نيست دردا بايد درمون بشين
جوونها پير شدن بسه.پيرا بايد جوون بشن.بريم يه جايي كه ديگه بي كس و عاجز نميريم.ديگه براي گفتن عشقم مجوز نگيريم.
بالا بريم دوغ باشه پايين بياييم ماست باشه قصه عشق بي هوس اونجا ديگه راست باشه نبيني كسي كه بي كسه.
كلاغه به خونش برسه .عشقو بگن به بچه ها تو درس و مشق و مدرسه

آرزو
وقتی نگاهم به نگاهت خیره میشه
دوست دارم زمان بایسته واسه همیشه
چشمامون ببندیم بریم تا ته رویا
اون جایی هیچ وقت گلی پژمرده نمیشه

هر چی غم داری از دل نازکت بگیرم
اگه اشک از چشات جاری بشه برات بمیرم
سر رو شونه هام بذاری و خودم برات بخونم
یاد و اسم تو باشه ورد زبونم مهربونم

آرزو بی تو محاله لحظه هام بی تو سواله
بی تو مقصد خیلی دوره راه عشقم بی تو عبوره
من نمیخوام تو خیالم بگمت عاشقت هستم
دوست دارم که راستی راستی تو رو حس کنم تو دستم

آرزو بی تو محاله لحظه هام بی تو سواله
بی تو مقصد خیلی دوره راه عشقم بی تو عبوره
من نمیخوام تو خیالم بگمت عاشقت هستم
دوست دارم که راستی راستی تو رو حس کنم تو دستم

وقتی نگاهم به نگاهت خیره میشه
دوست دارم زمان بایسته واسه همیشه
چشمامون ببندیم بریم تا ته رویا
او ن جایی هیچ وقت گلی پژمرده نمیشه

هر چی غم داری از دل نازکت بگیرم
اگه اشک از چشات جاری بشه برات بمیرم
سر رو شونه هام بذاری و خودم برات بخونم
یاد و اسم تو باشه ورد زبونم مهربونم



آخرین شب
امشب دیگه آخرین شب برای موندن
امشب دیگه آخرین شب برای خوندن
اما وعده دیدار ما کنجه دلاتون
قربون نگاه مهربون و با صفاتون
از یاد نبرین که رنگ مشکی رنگه عشقه
لبخند پر از صداقت و ریاتونه و عشقه
این دفعه میگم هرکی نموندش به سلامت
قربونه وجودتون نگاتون عشقه
دل میشه تنگ شما
قربونه نگاهتون
صد سبد یاس و اقاقی پیش کش نگاهتون
آسمون ستاره بارون میشه با شب شما
تا ابد خنده مهربونی روی لب شما

میدونم لحظه بی شما میشه هلاهلم
بدرقه راه شما باشه دل نا قابلم
هرجا باشین الهی بهار بشه خزونتون
غم نبینه الهی اون دل مهربونتون

دل میشه تنگ شما
قربونه نگاهتون
صد سبد یاس و اقاقی پیش کش نگاهتون
آسمون ستاره بارون میشه با شب شما
تا ابد خنده مهربونی روی لب شما


نوشته شده توسطabbas meshki در |

if ( intCount==-1) strResult="آرشيو نظرات"; if ( intCount==0) strResult="نظر دهيد"; if ( intCount==1) strResult="يك مشكي پوش"; if ( intCount>1) strResult=intCount + " مشكي پوش"